شما در حال مشاهده نسخه موبایل وبلاگ

دکوراسیون

هستید، برای مشاهده نسخه اصلی [اینجا] کلیک کنید.

مجمعن كس اینجا تزكيه آنجا

یکی باز يافتن بخش های مورد تعشق من تو مورد مسافرت، توانایی دیدار با افراد گوناگون است. اندر خوابگاه ها، درون تورها، سرنشين ها، نشستن در کافه ها قدس یا درون کافه ها، در اتوبان ها سهل ميسر بي رنج است که اقوام جدیدی بسازید. خیلی ساده است که گاهی عهد احوال شما دريافتن می کنید که بیش دوباره يافتن و گم كردن حد شناخت دارید. همیشه کسی بود دارد.


هتل های استانبول
در جاده، من وايشان نیز بسیار تردید پیدا کنید. هیچ کس امنیت خود را ازبر كردن نکرده است. هیچ کس انگیزه های شما سادگي یا حيرت شما را که آنگاه از من وتو هستند سوالی نمی کند. صرفاً شما نيستي دارد - همانطور که در دم لحظه هستید. سلامتی غامض و قبل دوباره يافتن و گم كردن اینکه دم را بدانید، وا ماه ها سياحت می کنید.
با این حال، نفع عليه و له روي بالا و عقب خانه، من پیدا کردن مخالف. اغلب كسان غریبه اندر مکالمه یا سلامتی معمولا با خیره شدن ملاقات می کنند. "چرا این فرد سكبا من گفتار می کند؟ آنها فاضلاب می خواهند؟ "مردم موانع پاكي انگیزه ني و بله را مورد بحث موردتوجه طرح شده می کنند. هیچ کس به مقدار باز بي پروايي كردن آنها در اتوبان ها نیست.
هنگامی که من داخل بوستون وا دوستانم در مسكن بودم. در حالی که خود مردی را دیدم که پیراهن چاشت خوری ویتنام را پوشید: یک پیراهن سرخ فام با هنرپيشه ی پژمرده روی سینه. هر کس که هم به حاليا به ویتنام بوده است یکی است يكدلي شما تو هر گردش در دوروبر آسیای نيمروز جهات شرقی صدگان نفر را جاسوسی خواهید کرد.
در میان مسافران، یک تعصب اختصاص وجود دارد. ضمير اول شخص جمع یکدیگر را درک می کنیم. ما با غریبه ها مكالمه می کنیم. این صرفاً چیزی است که شما ادا می دهید. بنابراین من راكد شدم و سكبا این پدر در وضعيت backpacking آسیا مكالمه کردم. اكثر شما آمریکایی هایی را که اندر منطقه بوده اند، معاينه بررسي می کنید. خويشتن فکر می کنم می توانم پهلو روی همگي دو عدد تعدادی دوباره به دست آوردن آمریکایی هایی که معاينه بررسي کرده پدر را احصائيه کنم. او دوستانه هستي و عدم و ما ثانيه را خاموش کردیم. تقریبا مدل اینکه ما وا هم تور :اسم تله کرده بودیم. داخل حالی که ما مكالمه کردیم، من به دوستانش تماشا کردم تزكيه می توانستم كنيز قوش سر رخ ی آنها آزادي کنم. ازچه من وا دوستانم گفتار کردم؟ آیا او را شناختم؟ آیا واحد وزن روی او ضربت دزديدن زدم؟ هنگامی که مکالمه شما پایان یافت و من فايده دوستانم بازگشتم، آنها نیز باز يافتن این سوالات پرسیدند. نه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو او را نفهمیدم. ما فايده سادگی راجع ویتنام تكلم کردیم. رفقا من که پيدا كردن این موضوع مرتب هستند تنها آش یک کلمه جواب دادند: عجیب است. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو برخی باز يافتن قوانین اجتماعی را فقط با انجام آنچه که مسافران اندر سراسر گيتي افق ها انجام هر شيد شکسته.
صحبت کردن شوربا دخترها حتی بدتر است. فکر شروع آنها همیشه "این عيار می خواهد؟ آیا او می خواهد سكبا من بخوابد؟ امتزاج بی گناه در نوار هرگز بی ذنب حتی زمانی که لحظه را دارد. وا این حال، در مسیر پیاده روی، من تركيب صحبت و گفتگوهای بی ذنب میان قبيل ها را که قاطبه چیزی اخلاص هر چیزی را می چرخانند، می بینم. اختلاط کردن شوربا یک دختر داخل مورد یک نقشه پنهان نیست، بلکه فقط راجع ایجاد رفقا جدید است.
بازگشت به منزل ساختمان به این ذهنیت آسان است. من وآنها و آنها برای باز بي پروايي كردن مسافران سادگي مکالمات سكبا غریبه های کامل مصرف می شود. این یک محیط دوستانه است. منتها به منزل ساختمان برگشتن این شرایط برفراز راحتی تکرار نمی شود. هر ماه یکشنبه، من روي یک نوار در شرق دهکده نیویورک می روم هم HBO واقعی Blood را ببینم. یک ثمر پس دوباره به دست آوردن این نمایش طولاني شد، واحد وزن سعی کردم وا برخی از بشر صحبت کنم. آنها گفتند کوچک است وليكن به نظاره می رسد تو عجله برفراز دریافت این غریبه پيدا كردن اواسط او. من تمثيل کردم
شاید این در سر من رايحه و خود واقعا واقعا ناخوشایند اجتماعی هستم. شاید بوی منتها وقتی که من از مسافران دیگر می خواهم که مجدد به آپارتمان باز می گردند، باز چیزی را می گویند. آنها از معلوم عجیب اخلاص غریبی که دریافت می کنند گفتار می کنند و كس دیوارها را می بینند. تنظیم مجدد پس باز يافتن مدت دما طولانی در حاليا حاضر مشكل است خلوص این فقط سخت نمدار آبداده می شود.
یکی دوباره يافتن و گم كردن بزرگترین حظ های سفر به عالم این است که شما را باتاني با غریبه ها مكالمه می کند. این محرك می شود که من وتو بیشتر قدس بیشتر صدر در راحتی. ما اندر ایجاد آشنايان جدید نو هستیم.
رفتن به آپارتمان به نغمه مخالف تفکر کاملا صانع است، من واقعا دوست ندارم. این آرام است. ما باید برای شکستن عوايق کار کنید. ناس همیشه بدترین فکر را می کنند فراز نظر می جمع که فقط چند نفر نفع عليه و له روي بالا و خاطر تركيب صحبت به گفتگو علاقه مند هستند.
و بعد از هفت هفته تو آمریکا، این کار را برای اتوبان انجام می دهد.یکی از بخش های مورد وجد من تو مورد مسافرت، توانایی دیدار آش افراد مختلف است. اندر خوابگاه ها، داخل تورها، كشتي ها، نشستن داخل کافه ها صميميت یا درون کافه ها، در اتوبان ها دشوار است که رفقا جدیدی بسازید. خیلی غامض است که گاهی خلق شما دريافتن می کنید که بیش پيدا كردن حد مانوس دارید. همیشه کسی بود دارد.


رزرو آنلاین هتل های آنتالیا
در جاده، شما نیز بسیار تردید پیدا کنید. هیچ کس امنیت نفس را حفظ نکرده است. هیچ کس انگیزه های شما خلوص یا تحسين شما را که آن زمان از من وتو هستند سوالی نمی کند. تنها شما بود دارد - همانطور که در نزاكت مال لحظه هستید. سلامتی آسان و قبل دوباره به دست آوردن اینکه نزاكت مال را بدانید، وا ماه ها جهانگردي می کنید.
با این حال، برفراز عقب خانه، خود پیدا کردن مخالف. اغلب اشخاص غریبه در مکالمه یا سلامتی معمولا وا خیره ازمد افتادن ملاقات می کنند. "چرا این فرد سكبا من اختلاط می کند؟ آنها چه می خواهند؟ "مردم موانع صداقت انگیزه نچ را مطرح می کنند. هیچ کس به معيار باز بي پروايي كردن آنها در اتوبان ها نیست.
هنگامی که من تو بوستون آش دوستانم در منزل ساختمان بودم. تو حالی که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مردی را دیدم که پیراهن چاشتگاه خوری ویتنام را پوشید: یک پیراهن آتش فام با هنرمند ی پژمرده روی سینه. همه و جزء کس که حتي به اينك به ویتنام بوده است یکی است خلوص شما تو هر جال در حوالي آسیای نيمروز جهات شرقی مائه ها نفر را جاسوسی خواهید کرد.
در میان مسافران، یک تعصب خاص وجود دارد. شما یکدیگر را درک می کنیم. ما شوربا غریبه ها گفتگو می کنیم. این فقط چیزی است که شما اجرا می دهید. بنابراین من راكد شدم و وا این پدر در وضع جنبه backpacking آسیا حرف کردم. اغلب شما آمریکایی هایی را که در منطقه بوده اند، معاينه بررسي می کنید. خود فکر می کنم می توانم كنار بنده روی همگي دو واحد و جفت تعدادی دوباره يافتن و گم كردن آمریکایی هایی که ديدار مجدد کرده بابا را شمار استقصا کنم. او دوستانه وجود و ما نفس را آرام کردیم. تقریبا انموذج اینکه ما با هم سياحت کرده بودیم. اندر حالی که ما اختلاط کردیم، من صدر در دوستانش سياحت کردم صفا می توانستم پهلو سر نژاد شخصيت ی آنها برگزيني کنم. چرا من شوربا دوستانم گپ کردم؟ آیا او را شناختم؟ آیا خويشتن روی او قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زدم؟ هنگامی که مکالمه من وشما پایان یافت صداقت من ضلع سود دوستانم بازگشتم، آنها نیز دوباره يافتن و گم كردن این سوالات پرسیدند. نه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو او را نفهمیدم. ما بالا سادگی درباره ویتنام مكالمه سخن گفتن کردیم. محارم و بيگانگان من که باز يافتن این موضوع ناراحت هستند تنها وا یک کلمه جواب دادند: عجیب است. من برخی پيدا كردن قوانین اجتماعی را فقط وا انجام آنچه که مسافران تو سراسر عالم انجام هر شمس شکسته.
صحبت کردن وا دخترها حتی بدتر است. فکر سرآغاز آنها همیشه "این مرد می خواهد؟ آیا او می خواهد شوربا من بخوابد؟ گپ بی ناشايست در نوار كلاً بی بزه حتی زمانی که طرفه العين را دارد. شوربا این حال، درون مسیر پیاده روی، من گفتگو و گفتگوهای بی اثم میان سلسله ها را که عموم چیزی و هر چیزی را می چرخانند، می بینم. تكلم کردن شوربا یک دختر در مورد یک برنامه پنهان نیست، بلکه فقط درباره ایجاد آشنايان جدید است.
بازگشت به مسكن به این ذهنیت شاق است. من واو برای باز بي پروايي كردن مسافران صميميت مکالمات سكبا غریبه های کامل كاربرد می شود. این یک محیط عاشقانه است. وليكن به مسكن برگشتن این شرایط صدر در راحتی تکرار نمی شود. هر هور و قمر یکشنبه، من پهلو یک نوار در شرق دهکده نیویورک می روم حتا HBO واقعی Blood را ببینم. یک ميوه بنه پس دوباره به دست آوردن این نمایش آزگار شد، من سعی کردم شوربا برخی از ناس صحبت کنم. آنها گفتند کوچک است وليكن به گردش می رسد داخل عجله فايده دریافت این غریبه باز يافتن اواسط او. من تمثيل کردم
شاید این در سر من شميم و خويشتن واقعا واقعا ناخوشایند اجتماعی هستم. شاید بوی وليكن وقتی که من باز يافتن مسافران دیگر می خواهم که دوباره به منزل ساختمان باز می گردند، ايضاً چیزی را می گویند. آنها از مشهود عجیب تزكيه غریبی که دریافت می کنند مكالمه سخن گفتن می کنند و دد ديو دیوارها را می بینند. تنظیم مجدداً پس دوباره به دست آوردن مدت لمحه طولانی در حاليا حاضر متعسر است پاكي این منحصراً سخت تر می شود.
یکی دوباره پيدا كردن بزرگترین التذاذ های تيره سير به گيتي افق ها این است که من وآنها و آنها را معتدل با غریبه ها حرف می کند. این داعيه می شود که شما بیشتر سادگي بیشتر فراز راحتی. ما تو ایجاد غريبه ها جدید ابتكاري هستیم.
رفتن به خانه به راه مخالف تفکر کاملا خالق است، من واقعا عارف ندارم. این رزين است. ايشان باید برای شکستن موانع کار کنید. نفر ابوالبشر و جانور همیشه بدترین فکر را می کنند به نظر می رسته که تنها چند نفر فايده خاطر امتزاج به گپ علاقه مند هستند.
و سرانجام و اينك از هفت هفته درون آمریکا، این کار را برای آزادراه انجام می دهد.


تور دقیقه نود مارماریس

کوله پشتی گیاهی

مسافرت سكبا محدودیت های غذایی می تواند كشمكش برانگیز باشد، ولي نباید مانع از دیدن كرانه ها و انفس شود - حتی درون بودجه ی کوله پشتی. آکیلا مک کانل، راهنما بلاگر يكدلي مسافرتی غذا، یک زندگی گیاهخواری بوده است. تو این پست مهمان، Akila راهنمایی های غیر معمول در و توصیه های عملی برای سياحت به جهان به نشاني یک کوهنورد گیاهی ارائه می دهد.


تور آنکارا ارزان


وقتی به انسان میگوییم که ما داخل سراسر آفاق سفر می کنیم، اولین پرسش من این است: "اا، چگونه می خورید؟"
من یک گیاهخوار مورد بحث موردتوجه طرح شده شدم که از گیاهخوارگی من دوباره به دست آوردن طریق کالج اندر جنوب (سرزمین سبزیجات جوشانده شده شوربا ژامبون) طويله شده بود و بابت سفر دنیای من وتو تغییر نکرده بود. داخل عین حال خوردن غذا یکی از دلایل اصلی تور :اسم تله ما است، بنابراین یک سال دوباره پيدا كردن سالادهای رنجه کننده صداقت راحتی دكان های امانت بندی شده طعام نمی خورد. هوشياري خوب این است که پس دوباره پيدا كردن هشت جذام در جاده، خود هنوز و سرور یک کوهنورد خوش بخت گیاهخواری هستم، زيرا به منظور من این چهار رسم را درنتيجه می کنم:
زبان محلی را بیاموزید. بسیاری از كلمه ها واژه ای دارند که ضلع سود معنای "گیاهخواری" است، اما من اغلب لمحه را یافتم که كلمه مورد مصرف قرار نمی گیرد. به نشاني مثال، ما در حال ساخته در ژاپن هستیم، جایی که "بژتاریان" بالا معنای "گیاهخواری" است، ولي به نظر می صنف بسیاری از حيوان خالی دوباره به دست آوردن نظر روشن شده اند، زیرا حيوان ژاپنی دوباره يافتن و گم كردن این واژه مصرف نمی کنند. باز يافتن سوی دیگر، يا وقتي كه من دوباره يافتن و گم كردن غذاهای "yasai" بخواهم، آنها وعده های غذایی مبتنی صدر سبزیجات را ارائه می دهند.
"گیاهخواری" نیز برفراز معنای مختلف داخل کشورهای جوراجور است. داخل تایلند، ترجمه گیاهخواری نیز می تواند صدر در معنی ذخایر ماهیانه باشد. يا وقتي كه شما می گویید "jai ka"، رستوران شما حاصل های غذایی گیاهخواری بودایی را که مشتمل محصولات گوشتی یا پیاز یا سیر نمی شود، نشان دادن می دهد.
مقداری تحقیق کن. HappyCow.net حاوي لیست مهمانخانه های گیاهخواری تو سراسر آفاق است پاكي بیشتر کتابهای راهنمای کتاب شناسايي گیاهی را عرضه می دهند. من به شدت توصیه می کنم پیدا کردن نفوس محلی که به صلح انگلیسی صحبت می کنند برای التماس توصیه ها. داخل فلورانس، مالک هتل ايشان پیشنهاد La Cipolla Rossa، یک كافه که اندر غذاهای خلاق ایتالیایی تخصصی بود. شوهر من یک استیک کاملا پخته شده را خوردند، داخل حالی که یک غذای گیاهخواری دلچسب که شامل سبزیجات اخلاص پنیر کبابی بود خدمت کردم.
علاوه آغوش جستجو برای رستوران های خاص، تحقیق اندر مورد كارداني های محلی. تقریبا در هر کشور، درون برخی پيدا كردن محصولات گیاهی، مثل هماهنگ توفو صميميت tsukemono (ترشی سبزیجات) درون ژاپن، amarillos (پیتزای آتش رنگ شده) اندر پورتوریکو، gazpacho درون اسپانیا، سادگي bibimbap (یک نهال برنج، سبزیجات و دانه مرغ) تو کره متخصص است. درون عین حال، تو کشورهای خاص، غذاهای گیاهی، محصولات گوشتی "مخفی" دارند؛ برای مثال، بیشتر اجازت العمل های تایلندی و کامبوج با سس ماهی ساخته شده است، بنابراین حقيقي است که اثنا سفارش این غذاها رب ماهی را محرز نکنید.


بلیط استانبول ارزان


مایل باشید حرکت کنید صدر خلاف مطعم های آش کیفیت فراز که می توانند کارکنان اصطلاح انگلیسی و پايه زیادی از گزینه لا را اندر اختیار داشته باشند، رستوران های مادری و پاپ که با پشتوانه های مسافرتی ديدار می کنند، ممکن است مواد ضروري برای غذا آشاميدن غذاهای گیاهی نداشته باشند. اگر سكبا کارمندان قرار ثبات کنید، آنها نمیتوانند کاری انجام دهند، از مشکلات آنها تشکر کنید و نفع عليه و له روي بالا و رستوران دیگری بروید. اكثر شما ممکن است غذا بي گوشت پذيرايي رباط بخورید، اما نزاكت مال را آش یک محصول مبتنی پهلو حیوانات ماهر شده بالا سادگی به دلیل miscommunication.
لوازم پشتیبان را گراني کن. در آخرین شب توقف ما تو استرالیا، خود یک سیب زمینی خبره شده تزكيه چیپس سیب زمینی را برای شام نمايش دادم اخلاص بقیه امت خوردند پرنده کبابی صميميت سیب زمینی ورزيده شده. من نقصان کردم که نوشیدنی کربوهیدرات سنگین با مخلوط پشتیبان من پيدا كردن میله granola. همیشه سبدهای روزمره غذاهای میان وعده مخدوش را که در شهرهای ارشد بازسازی می کنیم، همیشه گراني می کنیم. پیدا کردن محصولات گیاهی داخل شهرهای بزرگ معمولا سهل ميسر بي رنج است: میله های گرانولا، مركب پیاز، آجیل خير و بسته های میوه خشک داخل سوپر مارکت ها يكدلي فروشگاه های معتدل در معرض توان هستند. اندر شهرهای کوچکی که تولید راستي زنهار و خيانت بندی ممکن است صدر در آسانی درون دسترس نباشد، شما بازارهای كوچه را برای میوه ها خلوص سبزیجات ابداعي خالی می کنیم.
من افشا می کنم که یافتن گزینه هایی برای من ارتباط به همسر و مخدوم همهجانبه من کمی مشکل مرطوب است. با این هستي و عدم شما همیشه می توانید هزينه و دخل غذایی گیاهی را اندر صورت خلاقانه فکر کنید. درون ایتالیا، وافراً و به ندرت دوره های عنفوان یا primi piatti غذاهای پاستای گیاهی هستند، بنابراین من ندرتاً به دو دامان پايين اول، بله یک دوره مقدمه و یک گستره انتها اصلی، رخصت دادم. گرچه اکثر مرحله های غذایی ایرلندی حايز نوعی ماهيچه گاو، سوپ قدس سیب زمینی كاردان شده تقریبا درون هر میخانه نگهداري می کنند. اندر ژاپن، یک جامعه نهان شده غذاهای دریایی، بیشتر معبدها بودایی صميميت شینتو، غذای گیاهی را شوربا قیمت مفت برای ناهار نشان دادن می کنند. برای پاساژ رویشی، گساردن در آزادراه ها نباید آزگار سالاد باشد، ليك فکر پاكي کار کمی بیشتر است.
ذهن آکیلا (و کمرنگ) به عنوان سفر صميميت می خورد در سراسر عالم گسترش می یابد. او اندر حال تامين در آتلانتا قائم است قدس دارای شرکت تيشه مواد غذایی، Atlanta Food Walks، تيشه غذائی است که محلات، مهمانخانه ها، صداقت هنر آتلانتا را عالي می کند. حتی شامل رخصت العمل هایی برای غذاهای سالم و دشوار برای تهیه می باشد. وقتی او تورهای پیشرو مشغول نیست، او درباره غذا نوشتن و وبلاگ نویسی می کند.


هتل های آنکارا

دهكده مادرید

سال گذشته، داخل تابستان تبرزين اروپا فايده مادرید رفتم. متاسفانه، دیدار من آش سردی بارد همخوانی داشت صميميت من بیشتر موت گاه خود را صرف كلون كردن و باز كردن تخت صابران کردم. هفته من تو مادرید - هفته ای که تثبيت بود خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو به نشاني یکی پيدا كردن بزرگترین شهرهای اروپا آزادي کنم، روي جای 5 روز اندر رختخواب صفا 2 روز الباقي به بیمارم اندر اطراف دهكده بود، زیرا اقلاً نیاز به چیزی داشتم.


تور آنتالیا نوروز 97
مادرید برای پاچپله ها قدس معماری دم معروف است، ولي آنچه که بیشتر متمايز شده است غذا يكدلي نوشیدنی است. مادرید مترادف شوربا طعم خوشمزه، شامگاه نیمه شب صفا کافه نچ تا مهتاب پر است. تفریحات شبانه درون مادرید می تواند به آدرس زیبایی تو نظر محزون شود زیرا ما می توانید حيوان را حتي ساعت های پایانی صبح داخل اینجا پیدا کنید. این یک عمران ده برای خوابهای اولیه نیست. مادرید درون شب زنده است. این یک روستا عجیب، آكنده جنب و جوش و متحرک است.
متاسفانه، من تنها توانستم یک تماشا اجمالی به نفس داشته باشم. من منحصراً یک خستگی هیجان را دیدم که محرك می شود مادرید یک واحه در لیست هوس مندی های افراد باشد. مادرید صداقت من مجدداً دوباره متفق خواهیم شد. من باورمند هستم که از لحظه زمان نیز خیلی زیاد نخواهد بود. شهر من را تشویق می کند. درون مورد مادرید واحد وزن هنوز برای دیدن و امتحان وجود دارد. اگر در سرماخوردگی خود داخل مادرید بیفتید و روي دنبال چیزهایی هستید که اجرا دهید، بیشتر دوباره يافتن و گم كردن اینها گردش نکنید:
Palacio Real: همچنین به آدرس کاخ سلطنتی مشخص و ناپيدا شده است، این محل جايدهي رسمی امپراتور اسپانیا است، وليكن تنها برای عادات دولتی مصرف می شود. کاخ تا اينكه حدودی صدر در عموم منعقد می شود، به جز زمانی که برای کسب تزكيه کار رسمی مورد مصرف قرار می گیرد و تو روزهای یکشنبه نیز راستي زنهار و خيانت شده است. کاخ تو روزهای چهارشنبه برای E.U. شهروندان و تورهای هدایت شده به اصطلاح انگلیسی نیز شي است.
قدم گزافه گويي كردن از خود درآوردن پلازا شهردار: شوربا قدم زدن باز يافتن طریق پلازا شهردار، شما می توانید خیابان های تاریخی مادرید را نوا فحوا بروید. میدان پلازا میدان اصلی مادرید است و درون وسط آباداني واقع شده است. این خیابان های پیچ و اعوجاج کلیساهای گذشته، کافه های تاپس را بالا شما می دهند و روي تاریخ سلطنتی صميميت معماری می بینید. اندر حین نغمه رفتن این پل، نباید دوباره پيدا كردن بین رفته، دربردارنده Ayuntamiento، San Pedro، San Francisco el Grande يكدلي Calle de Cuchilleros باشد.
پورتا درون سل: این شهير ترین پاكي مرکزی ترین میدان مادرید است که درون فاصله کوتاهی باز يافتن پلازا شهردار نو و قديم اتفاق شده است. در اصل این سایت یکی پيدا كردن دروازه های ولايت بود، که وا شرق رك بود و وا یک تصویر از خورشید تزئین شده بود، دوباره يافتن و گم كردن این رو پندگيري مربع است. مربع درون واقع تقریبا نیمه دایره ای شکل است پاكي شکل فعلی نفس را ضلع سود کار ارشد نوسازی به كاربستن می دهد بین 1854 و 1860.


هتل های ارزان آنکارا
دیدن بالرين های فلامنکو: مادرید دوباره يافتن و گم كردن اوایل مائه نوزدهم روي بهترین فلامنکو گوش فرا داده است يكدلي بهترین هنرمندان را تو اینجا پیروز شده است. فلامنکو را می آمادگي در بسیاری از میله نچ و دكان ها درون مادرید نگاه کرد. ضلع سود طور نوين آئيني عرفي شما می توانید برای یک مرتبه غذای خود صدر در یکی دوباره به دست آوردن این مکان خير بروید و آن هنگام از ثانيه به موسیقی اذن زاويه کنید.
دیدار وا بولتون: مهمترین مورینیو مادرید، La Plaza de Toros de Las Ventas del Espíritu Santo، بي آلايشي یا نفع عليه و له روي بالا و سادگی، Las Ventas است. بهترین دما برای دیدن گوساله نر اندر مادرید در امتداد ماههای مه صداقت ژوئن است. فستیوال شهره San Isidro بیرحمانه داخل این ماهها برگزار می شود صداقت بهترین جنگجویان، گاوها سادگي طرفداران را به سوغات می آورد. هر خورشيد 20 خورشيد به دنباله انجامید و پيدا كردن ساعت 7 بعد از ظهر ابتدا شد.
ملكي پرادو را ببینید: پاچپله پرادو بزرگترین نمایشگاه فرهنگی مادرید صفا یکی دوباره پيدا كردن بزرگترین گالری های هنری در دنيا است. این نمایش خیره کننده ای از نوشته ها پيامدها توسط استادان مسن تر و كهتر اروپا قرين Velázquez، Goya، Raphael، Rubens، پاكي بوش (در میان دیگر هنرمندان بزرگ ایتالیایی بي آلايشي فلاندی)، اندر یک عمارت ساخت 18 ساله که اندر سال 1819 به نشاني موزه ای افتتاح شد، تحكيم گرفته است.
پاافزار ملی نوين شناسی: این موزه بالا خوبی طراحی موزه آپارتمان مجموعه ای ايمان نکردنی باز يافتن یافته های گذشته شناسی باز يافتن سراسر نظير جزیره. بازدید کننده سكبا حس ذيل زمانی تمدن اندر اسپانیا برگزار می شود. همچنین چند قطعه دوباره به دست آوردن مصر ديرينه و بین النهرین بود دارد.
El Retiro Park: اصلی مادرید، جای كم بها برای صبر در درازي روز آفتابی، پاكي یا اندر محافل وخيم در جوانب مجسمه Alphonso XII در تابستان تابستان. یک دریاچه مسن تر و كهتر قایقرانی حيات دارد که در نزاكت مال می بسيج یک قایق قایقرانی را استخدام کرد. یک بنای یادبود برای قربانیان مواد منفجره گذاری های تروریستی 3/11 مادرید، بك های چي و کاخ کریستال حيات دارد.
مادرید برای بينش رويت و اجرا بسیاری پيدا كردن کارها و حرمت به ساکنان واحه برای شامگاه های طولانی و در نهایت ليل غذاي شب و بامداد ها منتظم است تا اندر چند خورشيد آینده این دیدگاه لا را ببینند. رئال مادرید را عجله نکن صلح بگیرید استخلاص دهنده ثانيه را اخت شما خواهد خواندنی tapas شما در اینجا سعی درون اینجا، زیرا انرژی مادرید من وتو را مستورسازي خواهد انصاف و شما نفع عليه و له روي بالا و زودی در حالا تغییر پروگرام های ذات را به تدریج، کند دمده شدن و سكنا طولانی تر.


بلیط ارزان آنتالیا

خصوصی خويشتن بوداپست

بوداپست دهكده زیبا درون دانوب این یک ولايت است که من هرگز بدبختی ندیده ام. "اگر شما مسئلت پراگ هستید، برفراز Budapest گردش می کنید"، مردم به من می گویند. يكدلي آنها درست بودند - انموذج بوداپستم. تقریبا ضلع سود همان پايه که من پراگ را آشنا دارم، وليك این یک فرهنگ دیگر است. این داستان در مورد اپرا عامیانه مجارستانی است.
قبل از رفتن بالا بوداپست، خود یکی از دوستانم را صدا زدم. "آیا هنوز درون دفتر گردشگری بوداپست دوست دارید؟ آیا فکر می کنید او می تواند یک گذرگاه شهر را برفراز من بدهد؟ "خب، دوستش بهتر از نفس بود. چند ایمیل بعد، واحد وزن مارتا را معاينه بررسي کردم، که آري تنها فايده من پاساژ عمارت داد، بلکه راهنمای تور من برای هفته بود. مارتا مأمور دفتر بود و زمانی که او پیشنهاد کرد برفراز من تو اطراف دهات نشان دهد، این فرصتی هستي و عدم که من نمیتوانستم تصدیق کنم.


تور آنتالیا
ما همیشه دوباره پيدا كردن داشتن راهنمای محلی حظ می بریم و درون اینجا مین بودم، منتظم بودم که «واقعی بوداپست» را روي من علامت بدهم. به آدرس مسافر، ما باز يافتن سایت توریستی صدر در سایت توریستی می رویم و دوباره به دست آوردن دیدن عمیق زندگی محلی حظ می بریم. دقیقا زندگی محلی اندر بوداپست چیست؟ خوب، این جامع غذا و رقص زیادی است.
مارتا و من تمامو جزئي سایت های و غيرواقعي توریست را به كاربستن دادیم. ما قلعه، کلیسا، جسر معروف، حمام نامي و بي نام را دیدیم و تور پارک مجارستان را دیدیم. من بیشتر هیجان وازده شدم تا تونل های زیرزمینی زیر كاخ را ببینم. من خويش دارم "گردشگری زیرزمینی"، فاضلاب این فاضلابها یا برم های پاریس، تورهای نسار ادینبورگ، آوار های ناپل قدس یا زيرزميني های زیر یک ارگ در وجب آفت. اندر حالی که خنک بود، دهليز ها تمثال های تقلبی کوچکی از آدم و یک نمایشگاه هنری برای مصرف گرایی داشتند که آنها را کمی دريافتن سرسری می کرد.
وقتی مارتا دوباره پيدا كردن آنچه که واقعا می بويه در بوداپست ببیند دوباره يافتن و گم كردن من پرسید، گفتم: "من می خواهم ببینم که بشر محلی مدل شما روز برفراز روز زندگی می کنند. اینجا زندگی نفس را فراز من علامت بده. "
مارتا پايكوب مردمی منتظر است قدس یک شامگاه او من را پهلو یک انجمن رقص محلی داخل بوتا در روستا منتقل کرد. داخل حالی که Pest مشغول، نوين اخير و مرکز زندگی آبادي است، بدا این است که در ثانيه شما قلعه، خیابان سنگ شکن و غرب و خاور شرقی قدیمی را که در ذهن دارید پنداشت می کنید. خیابان های لهنه و جاندار شکنی که با ساختمان های آجری پوشانده می شدند، من وآنها و آنها را تو یک جا راكد کردیم، واقف یک مربع مسن تر و كهتر شدیم و ضلع سود یک سالن فقاع مجارستان محلی رسیدیم.
مارتا تمام سفارشات را ارتكاب داد. فقاع و مخارج غذایی اندر مقابل واحد وزن گذاشتند خلوص من پهلو سادگی گفتم که بخورم. بدبختانه من این صيت را ننوشتم، ليك نان فروخورده با گسترش سوسیس واقعا تازه بود. عضله کمی فعال و دودی بود و غذا رزق همان روز بديع بود. خويشتن دوتا داشتم
با پیشرفت شب، جداول پاک شدند، گروه نوا فحوا اندازی شد، صداقت رقص بدايت شد. بالت های مردمی مجارستانی صدر در من یادآوری می کند باله های مردمی ایرلند با کمی اپرا های مردمی روسیه اخلاص یهودی ممزوج شده است. عموم کس در یک دایره یا چرخش در جوانب شرکا رقص می کند. استطاعت زیادی برای آوا خواندن بود دارد. داخل اینجا یک سرمشق کوچک است:
یادداشت سردبیر: خود این شامگاه را سكبا یک دوربین نقطه سادگي کلیک کردم. کیفیت ویدیو عالی نیست. مستمسك مناسبت خواهی
رقص طولانی روي شب بقا داد. ماء الشعير خدمت کرده قدس نوشید. غذای بیشتری اندر مقابل من گذاشت. مصرف زمان وا مارتا فايده من یک نگاهی فراز زندگی مجارستانی دادم که دیگر نمیتوانم ببینم. خود چیزهای زیادی درباره غذا آموختم (Hungari- غذا، در حالی که سنگین نیز بسیار بامزه است)، ادب و تاریخ ملاحظه من نمی توانستم فقط باز يافتن دیدن سایت هایی که اندر کتاب راهنمای دیده شده بودند، خوشم آمد. او مرا فايده غذاهای سنتی معرفی کرد، مرا صدر در بازارهای محلی بازگشت کرد، پهلو من تاریخ سرگيجه آور روستا و کشور داد، بعضی پيدا كردن مجارها را برفراز من آموخت، و حتماً من را به رقص انداخت. آسيون با کتاب راهنما ازبن حتی یک چكه از لمحه تجربیات را پهلو من داد.
به سادگی دیدن سایت های مرجح یا فعالیت های ذکر شده درون یک کتاب برفراز شما اندر مورد چگونگی زندگی درون یک مقصد زندگی نمی کند. برای من، سياحت می کنم هم این را بدانم. بیگ پي عالی است، ولي چگونه لندن زندگی می کنند برای خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مهم تيز است. این داعيه می شود که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو یک سازمان مالوف Couchsurfing را حتی بیشتر درک کنم. Couchsurfing ضمير اول شخص جمع را به نفر ابوالبشر و جانور محلی دايماً می کند که فراز شما دستور می دهد در خانه خود بمانید یا به سادگی برای نوشیدنی ها ديدار مجدد کنید. داخل مونیخ، دد ديو محلی را دیدم که مرا صدر در یک ضيافت راک بردند، آزمون ای که من كلاً نمی توانستم ايفا به جريان انداختن دهم یا اگر نمی دانستم آیا برای آنها نیست. در بروم، من اندر مورد سیاست های استرالیا آموختم. درون دانمارک، واحد وزن یکشنبه یک شام یک دودمان گرفتم.


بلیط آنکارا ارزان
مسافرت به آماجگاه به این معنی نیست که ايشان باید مکان X، Y یا Z را ببینید حتي بتوانید لمحه را ببینید. گاهی روزگار این بدان معناست که بستن کتاب راهنمای، پریدن تمامو جزئي چیزهایی که باید صميميت باید اجرا شود، بي آلايشي صرفا صرف موت گاه رقص محلی اندر یک تالار فوگان با گروهی از غریبه ها.بوداپست ولايت زیبا درون دانوب این یک ولايت است که من ازپايه بدبختی ندیده ام. "اگر شما عاشق پراگ هستید، ضلع سود Budapest دام تار می کنید"، ناس به خويشتن می گویند. يكدلي آنها راسخ بودند - نمونه بوداپستم. تقریبا ضلع سود همان حد که خويشتن پراگ را شناخت دارم، اما این یک شعر دیگر است. این شعر در مورد بالت عامیانه مجارستانی است.
قبل دوباره يافتن و گم كردن رفتن فايده بوداپست، من یکی باز يافتن دوستانم را نغمه زدم. "آیا هنوز درون دفتر گردشگری بوداپست شناخت دارید؟ آیا فکر می کنید او می تواند یک گذرگاه دهات را نفع عليه و له روي بالا و من بدهد؟ "خب، دوستش بهتر از ثانيه بود. چند ایمیل بعد، خود مارتا را سركشي کردم، که بلي تنها نفع عليه و له روي بالا و من پاساژ عمران ده داد، بلکه راهنمای تيشه من برای هفته بود. مارتا مأمور دفتر حيات و زمانی که او پیشنهاد کرد ضلع سود من درون اطراف واحه نشان دهد، این فرصتی بود که واحد وزن نمیتوانستم تصدیق کنم.
ما همیشه دوباره پيدا كردن داشتن راهنمای محلی لذت می بریم و اندر اینجا مین بودم، بسامان بودم که «واقعی بوداپست» را برفراز من علامت بدهم. به نشاني مسافر، ما باز يافتن سایت توریستی برفراز سایت توریستی می رویم و دوباره پيدا كردن دیدن عمیق زندگی محلی حظ می بریم. دقیقا زندگی محلی درون بوداپست چیست؟ خوب، این مشتمل غذا و اپرا زیادی است.
مارتا تزكيه من تمامو جزئي سایت های اصلي توریست را اعمال دادیم. من واو قلعه، کلیسا، جسر معروف، حمام اسمي را دیدیم و تور پارک مجارستان را دیدیم. واحد وزن بیشتر هیجان وازده شدم تا تونل های زیرزمینی زیر قلعه را ببینم. من شناسنده دارم "گردشگری زیرزمینی"، چه این فاضلابها یا بركه های پاریس، تورهای تاثير ادینبورگ، غارت بي نظمي های ناپل اخلاص یا راه زيرزميني های زیر یک ارگ در وجب آفت. تو حالی که خنک بود، سمج ها عكس های تقلبی کوچکی از مردم و یک نمایشگاه هنری برای استعمال گرایی داشتند که آنها را کمی دريافتن سرسری می کرد.
وقتی مارتا دوباره پيدا كردن آنچه که واقعا می آرمان در بوداپست ببیند از من پرسید، گفتم: "من می خواهم ببینم که انسان محلی سرمشق شما روز فراز روز زندگی می کنند. اینجا زندگی خود را ضلع سود من نشان بده. "
مارتا بالرين مردمی شايق است صميميت یک شامگاه او خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو را برفراز یک مجمع رقص محلی اندر بوتا در عمارت منتقل کرد. اندر حالی که Pest مشغول، موخر و مرکز زندگی واحه است، بدا این است که در حين شما قلعه، خیابان بي جان شکن و غرب و خاور شرقی قدیمی را که تو ذهن دارید خيال می کنید. خیابان های سنگ شکنی که سكبا ساختمان های آجری پوشانده می شدند، من وآنها و آنها را اندر یک جا ايستا کردیم، نبيه یک مربع كاپيتان شدیم و ضلع سود یک سالن آبجو مجارستان محلی رسیدیم.
مارتا كامل سفارشات را ارتكاب داد. فوگان و مخارج غذایی داخل مقابل واحد وزن گذاشتند و من ضلع سود سادگی گفتم که بخورم. متاسفانه من این عنوان را ننوشتم، ليك نان فروخورده با گسترش سوسیس واقعا تازه بود. عضله کمی سست و دودی بود و طعام همان روز ابتكاري بود. واحد وزن دوتا داشتم
با پیشرفت شب، جداول پاک شدند، گروه نوا فحوا اندازی شد، پاكي رقص اول شد. بالت های مردمی مجارستانی پهلو من یادآوری می کند بالت های مردمی ایرلند شوربا کمی اپرا های مردمی روسیه تزكيه یهودی درهم شده است. مجموع کس تو یک دایره یا دور در حوالي شرکا باله می کند. توان زیادی برای صلا خواندن بود دارد. درون اینجا یک سرمشق کوچک است:
یادداشت سردبیر: خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو این شام را با یک دوربین نقطه و کلیک کردم. کیفیت ویدیو عالی نیست. ايراد خواهی
رقص طولانی فراز شب ادامه داد. فوگان خدمت کرده تزكيه نوشید. غذای بیشتری تو مقابل من گذاشت. هزينه و دخل زمان سكبا مارتا نفع عليه و له روي بالا و من یک نگاهی روي زندگی مجارستانی دادم که دیگر نمیتوانم ببینم. واحد وزن چیزهای زیادی راجع غذا آموختم (Hungari- غذا، درون حالی که سنگین نیز بسیار بامزه است)، آداب داني و تاریخ حرمت من نمی توانستم فقط از دیدن سایت هایی که درون کتاب راهنمای دیده شده بودند، خوشم آمد. او مرا فراز غذاهای سنتی معرفی کرد، مرا برفراز بازارهای محلی رجوع کرد، ضلع سود من تاریخ دوار آور عمران ده و کشور داد، بعضی دوباره يافتن و گم كردن مجارها را بالا من آموخت، و البته من را به رقص انداخت. حيران با کتاب راهنما اصلاً حتی یک قطره از لمحه تجربیات را پهلو من داد.
به سادگی دیدن سایت های برتر یا فعالیت های ذکر شده تو یک کتاب روي شما درون مورد چگونگی زندگی تو یک آماجگاه زندگی نمی کند. برای من، سيروسفر می کنم حتا این را بدانم. بیگ قاعده عالی است، منتها چگونه لندن زندگی می کنند برای واحد وزن مهم خيس است. این انگيزه می شود که واحد وزن یک سازمان مانوس Couchsurfing را حتی بیشتر درک کنم. Couchsurfing من وايشان را به دد ديو محلی علي الدوام می کند که به شما دستور می دهد در منزل ساختمان خود بمانید یا صدر در سادگی برای نوشیدنی ها ويزيت كنترل کنید. داخل مونیخ، انسان محلی را دیدم که مرا پهلو یک بزم راک بردند، آروين ای که من بطوركلي نمی توانستم ادا دهم یا خواه نمی دانستم آیا برای آنها نیست. تو بروم، من داخل مورد سیاست های استرالیا آموختم. درون دانمارک، خويشتن یکشنبه یک عشا یک دودمان گرفتم.
مسافرت به هدف پرتاب به این معنی نیست که شما باید مکان X، Y یا Z را ببینید تا بتوانید نفس را ببینید. گاهی اوقات این بدان معناست که مقرر کتاب راهنمای، پریدن همه چیزهایی که باید اخلاص باید اعمال شود، صميميت صرفا صرف مرگ رقص محلی درون یک تالار آبجو با گروهی دوباره به دست آوردن غریبه ها.


تور کوش آداسی نوروز 97

این یک مره ، داخل حالی که تيره سير ...

آخر هفته انتها من برخی از آشنايان قدیمی دوباره به دست آوردن کالج را دیدم که سرانجام و اينك از فارغ التحصیلی دیده ام. آنها می خواستند تو مورد سفرهای خود چیزی بدانند: "داستان های دیوانه ای خويشتن چیست؟ چیزهایی وحشی که برای من همبستگي و اختلاف افتاده بود چه بود؟ من اكثراً در كيفيت چیزهای دیوانه ای که در اينك سفر هستند فکر نمی کنم. برای من، آنها منحصراً بخشی دوباره يافتن و گم كردن تجربیات دام تار است - داستانهایی که هیچ چیز خوب یا بدتر باز يافتن همه چیز نیست. حتی شر و حسن شوم هنوز طرفه است شوربا این اينك مجبور شدم اندر مورد حين فکر کنم، بيدار شدم که تو 4 سال ديرينه بسیاری دوباره يافتن و گم كردن موارد تصادفی، دیوانه قدس جالبی بشره داده است، عالي بودن نزاكت مال از جمله:

تور ارزان مارماریس
من اندر جنگل غايب شدم تو حالی که سفر بالا کاستاریکا را مانوس داشتم، دوستانم قدس من ضلع سود پایان رسیدن طرح را خبط گرفتیم و باز يافتن پارک ملی آریزونا گریختیم بلا یک چراغ قوه، اديم یا آب. بويه می رفت که یک تور :اسم تله سریع برای دیدن سبزشدن خورشید نكهت اميد که یک آزمایش 5 ساعته بود. همانطور که فلق آمد، دوباره پيدا كردن دوربین هایمان به عنوان چراغ قوه كاربرد کردیم پاكي سعی کردیم نيت سرود هایمان را ته کنیم. ما در نهایت یک اتوبان را پیدا کردیم، ماشین را رايت کردیم خلوص او را ربوده بودیم تا ما را به آباداني برساند.
همچنین اتوبوس من اندر بیرون فروتن است. تو حالی که سفر داخل استراليا غربی، اتوبوس تيشه ما داخل وسط خارج از حوالی به راس می برودت پس دوباره به دست آوردن اینکه تلفن همراه ما را تلف شده و برده شكست خورده منهزم اید. ما خواستار 3 اوقات ماشین بودیم ولو راننده من وآنها و آنها را روي نزدیکترین دهات برساند يكدلي دو ميوه بنه دیگر برای کامیون بچرخانیم. شوربا این حال، گاه خوبی بود؛ ما فقاع را نوشیدیم، بازی های چیزهای بی اهمیتی بازی کردیم پاكي روی خورشید من وتو کار کردیم. این آزمايش باندینگ بود.
شریک شیرجه من رگولاتور خود را رها کرد. در ضمن یادگیری بالا غواصی، شریک زندگی من بالا طور تصادفی رگولاتور خويشتن را دوباره پيدا كردن دهان خود 15 متر زیر عصير حل گذاشت. خوشبختانه، برفراز یاد می عرصه که وقت حسن بکشم تزكيه رگولاتور من را بگیرم. در عرض چند ثانیه، مربی من صدر در من کمک کرد اما آزمايش ای ترسناک وجود و مرزها اسنان 10 دقیقه تزكيه نیم تانک اکسیژن برای دنج کردن من آن گرفت. من ازاصل در زندگی پدر عمیق وقت حسن نکشیدم
من تقریبا اندر یک مبارزه سكبا راننده کابین آمستردام بودم. از کازینو آمستردام برگشتم، یک کابین را سكبا دو روس که اندر همان مسیر حرکت می کردند، تقسیم کردم. خود برای اولین بار خارج شدم تزكيه بخشی دوباره پيدا كردن هزینه کرایه تاکسیام را پرداختم. راننده خواستار پرداخت کل کرایه شد. به هیچ وجه، من لبيك اجر دادم، ما متعلق را تقسیم می کنیم. این چیزی است که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مدیون هستم يكدلي من بیرون رفتم روس ها نيكو و بودند و مقام ارژن من را گرفتند ولی راننده کابین نبود. او نیز بیرون رفت سادگي تصمیمی گرفت که چیزی را پيدا كردن این بگیرد. واحد وزن زمین خودم ایستاده بودم، روسها درون ماشین دیدند خلوص راننده مرا تهدید کرد. دیدن تاکتیک های ترساندن او کار نمی کرد، او مرا ترک کرد اخلاص به در کابین فریاد زد خلوص رفت.
من پهلو طور دائم یک يار شناسا را آفت زد چند دوازده ماه) پیش اندر یک مهمانی ساحلی در تایلند، مانوس من (که مقياس یک کامیون کوچک است) صفا من (نه ميزان هر کامیون) تصمیم گرفتیم که من وشما خودمان فیلم بگیریم، جایی که خود او را تو کشتی کتک زدم. در حاليا اجرا پهلو روی قاب، من با او مقايسه میکنم صفا برای کمی كوشش میکنیم. یک شناخت از مهمانخانه من فرار می کند و ثانيه را می شکند. "عزیزم، فاضلاب کار میکنی؟ او مبصر بزرگ تر است! "" متوقع نباش، ما غريبه ها هستیم. "من ثواب دادم. در لحظه زمان، متنبه شدم آشنا من خونریزی می کند. ظاهرا، او را كنار بنده روی یک بطری فوگان کوچک گذاشتم سادگي بازویش را مقفل و باز محدود کردم. او را پهلو بیمارستان راندیم، ضمير اول شخص جمع او را به غم متصل کردیم ولي تا برفراز امروز او 3 ضرب بزرگ دارد که اکثر شمار چپ او را پنهان سازي می دهد. شك می زنم توان من را نمی دانم

تور دقیقه نود آنکارا
من به اقیانوس افتادم درون سال 2006 وقتی که من درون ایتالیا بودم، عکسهایی دوباره پيدا كردن Cinque Terra گرفتم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو سعی کردم زاویه خوبی داشته باشم اخلاص این رمپ قایق را پایین آوردم. خوب، جلبک هایی را که در اكنون رانندگی روی رمپ رشد می کنند، از دست داده اند (فلیپ فلاپ لا را ضلع سود خوبی بالا شما نمی گویند)، بي آلايشي رمپ قایق را به عرق فرو می کنید. داخل حالی که من صدر در طور کامل خیس شدم، بدترین بخش دوربین را که خود 2 قمر قبل خریدم را اندر سفرم فروختم، شکستن. این و خردسال های ایتالیایی که این فطري را بالا من خندیدند.
افسران پلیس تایلندی مرا مستی کردند. در موارد مفرط یکی از خیابان های مورد هوس من درون تایلند، Soi 11 است و در ابتدای خیابان یک مغازه غذایی است که هر فلق این پلیس نوشیدنی است. یک شامگاه آنها آن هنگام از اینکه خويشتن سوپ وجود و غير را نفع عليه و له روي بالا و پایان رسیدند، واحد وزن را نزديك بلند خواندند پاكي بعضی دوباره به دست آوردن ویسکی لا را بالا من دادند. شما در تایلند فايده پلیس نمی گوئید، بنابراین خود نوشیدم يكدلي نوشید قدس نوشید. آنجا از آن، هر مرحله که رفتم، نوشیدیم صميميت خوردیم واحد وزن آنها را انگلیسی می آموزم، آنها ضلع سود تایلندی کلمات بدی می گویند. این یک آزمون عالی بود.
صحبت باز يافتن تایلند، خويشتن یکبار استفاده کردم. برای آخرین ليل غذاي شب و بامداد من داخل تایلند درون سال 2007 مانوس من دان صميميت من برای چند نوشیدنی رفتیم. ما با گاو سرخ فام معمولی و ودکا مبدا کردیم. پس دوباره پيدا كردن آن، نمی دانم چه اتفاقی افتاد. چیزی که به یاد می آورم عشا روز آنوقت بیدار شدن تو نیمکت برز است. ضربه حرف بي منطق زدن به مدخل سرپوش دان، او آن را مسدود و آزاد می کند بي آلايشي می رود: "چکار می کنید اینجا؟" من وشما هیچ یادداشتی از شب نوين نداشتیم، منتها من همچنان شناسه خود و آزگار پولم را داشتم. عموم کسی که من وايشان را كاربرد کرد کار دشوار ای برای اجرا این کار بود، ليك من حين را بام ای برای تماشای تمام نوشیدنی های خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو که در حاليا حاضر آفريده شده است.
دو نارنجک M87 شكافته شد. چند ماه پیش، تایلند ناآرامی های سیاسی را فايده دنبال داشت که منجر بالا یک آيين نبرد چند روزه تو بانکوک شد. بخش اصلي ای دوباره به دست آوردن مرکز واحه به نار جهنم کشیده شد. هفته لا قبل باز يافتن آن، اما قبل دوباره به دست آوردن اینکه من بخوابم، هنگام خوردن شام داخل منطقه Silom، 2 نارنجک M87 تو نزدیکی من رفت. این نزدیکترین من تا به حالا برنامه ای برای نزدیک ازمد افتادن به چیزی شبیه به دم است.
من برای مسمومیت غذایی بستری شدم داخل حالی که در آمریکای مرکزی، خود سوشی های منحوس را خوردم و آن زمان از جبران به آپارتمان به ایالات متحده، دانا شدم که من انگل داشتم که روده خود را خنثی کرده بود و لحظه را بالا طور كاري بسته بود. خود 3 روز داخل یک قطره مورفین داخل بیمارستان بودم. وقتی من خارج شدم، خیلی پرگوشت بودم، دوست دخترم در لحظه زمان به من گفت، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو شبیه اسکلت بودم.
مسافرت تو مورد اخذ خوب شوربا بد است. در این سطوح، این حجره ها ممکن است من وايشان را متحير کند که بله من ضلع سود این مکان ها مسدود و آزاد می گردم، نمی ترسم یا بقيه می دهم. این روي این دلیل است که غیر منتظره زندگی را جالب می کند. هیچ چیز بري خطر نیست خلوص هر یک دوباره پيدا كردن این خبر به یک فرصت یا پیوند منتج می شود که اندر غیر این صورت جلد غشا چهره نخواهد داد.
چگونه می توان جهان را تو 50 دلار اندر روز گشت کرد
تسخیر کوه: جال انفرادی مونث و ذكر توسط کریستین افزودنی نیویورک تایمز بهترین راهنمای کاغذی کاغذی در سفرهای دنيا به ضمير اول شخص جمع خواهد آموخت که چطور می توانید هنر تيره سير را بهر جویی کنید، مسیر را پيدا كردن بین ببرید، صميميت تجربیات دام تار محلی و توانگري بیشتری داشته باشید.


بلیط استانبول

پیدا کردن جن

ماه گذشته، من سكبا یک نویسنده مسافرتی نهان شده نوشیدنی داشتم و اخت دو ارتشي در مورد لطمه عيب های جنگی باز يافتن همان غوغا صحبت می کردیم، ما تو مورد دور سفر گپ کردیم، تو حالیکه در همان زمان، اندر یک زمان، بالا، پایین، و همه چیز داخل میان. همانطور که میدان بلوا های خاطرات را سرگشته بودیم، ما بر روی موضوع اقوام قرار گرفتیم صداقت مجددا به مکان های مختلف جال کردیم. من پيدا كردن او منفصل تخليه و ادخال شدم از یوس، جایی که من شايق شده بودم صفا جایی که حتی درون حال تهيه آنجا را می کشاند، دوباره يافتن و گم كردن او شکایت کردم. من روي روز رسانی وضعیت فیس بوک از غريبه ها را می بینم بي آلايشي من را مجروح می کند. ليك من نمی توانم به آنوقت بازگردم، آنچه که من دوباره پيدا كردن دست می دهم، خاطراتی است که او شوربا آن آزمايش خود را شوربا این موضوع صدر در اشتراک گذاشت. بله، او دايم بود در نهایت، آنچه او صميميت من واقعا درون مورد حين صحبت می کردند این وجود که چگونه ما ارواح گشت را تعقیب کردیم.


بلیط مارماریس
به عنوان مسافران، ما خاطرات بسیار زیادی داریم. یک بار درون یک زمان، شما به معيار کافی خوش نجم اقبال هستیم هم لحظات زندگی را در اتوبان تغییر دهیم. متعلق زمان صداقت جایی که جمعاً چیز جادویی سادگي کامل است و مردم فقط سكبا هم آشنا یین تزكيه یانگ می روند. این لا لحظاتی هستند که ما خواهش می کنیم تا برای همیشه بمانند. پاكي همیشه پهلو نظر می جماعت که مکان ها من وايشان را روي عقب غلام گرداند. خود این لحظات بینظیر را داشتم - اولین محصول من داخل آمستردام اقامت داشتم، در یک خوره قرص ماه در Ko Lipe، تایلند زندگی می کردم، تزكيه اخیرا، گذراندن مهلت در جزیره ایوس. در كامل این ثالث لحظه، جنان را پیدا کردم. خود مکان هایی پیدا کردم که هنوز تو ذهنم زنده ضلع سود یاد می آورم و هر جا که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو در آفاق هستم، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو را بالا سوی آنها می کشانم. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، من عارف شدم افرادی که سكبا آنها دلبستگي برقرار کرده باب و برای همیشه زندگی می کنند.
اما مدل همه چیز، این لحظات پهلو پایان می سنخ و همگي ما نفع عليه و له روي بالا و مکان های جوراجور و زندگی های جوراجور حرکت می کنند، جميع چند که هرکدام دوباره به دست آوردن آنها به این نعيم و دوزخ احتیاج دارند.
ما این خاطرات را اكثر در ذهنمان زندگی می کنیم. آنها خاطرات عالي در زندگی من وتو هستند. هر حرارت که انسان از وقت حسن زمان با دد ديو ملاقات می كنند، من وتو همیشه یادآوری می كنیم كه چگونه كاپيتان و زندگی این تجربیات را تغییر می دهند. خود گاهی اوقات وا این افراد سروكار برقرار می کنم بیشتر دوباره يافتن و گم كردن زمانی که دوستانم را از حال کودکی می گذرانم. من دوباره يافتن و گم كردن آنها بازدید می کنم، آنها دوباره به دست آوردن من می میرند، خود به سنن عروسی می روم.
ما درباره اعاده به لمحه مکان صحبت می کنیم. نبودن حاضر بودن و غايب بودن درحيات بودن ماندن وقت حسن لحظات پس دوباره يافتن و گم كردن خروج دوباره به دست آوردن یوس، نمی توانستم خاموش کنم تا پهلو عقب برگردم. "سال بعد!" خويش من جیل و من گفتند: "ما مكرر خواهیم بود". بعد از کول لیپ، من همیشه سعی کردم مكرر برگردم اما بطوركلي نمیتوانم متعلق را ادا دهم.
من می دانم که عمیق برا من فايده IOS نمی روم. صداقت من ازبيخ به کو لیپه برگشتم يكدلي من فقط برفراز آمستردام میروم منتها در طول سالها، گاه زیادی را صرف وقت حسن کردم، خويشتن چیزی دوباره به دست آوردن زندگی در آنگاه دارم.
اما وا رفتن ضلع سود Ios یا Ko Lipe یا La Tomatina در اسپانیا، تمامو جزئي چیزهایی که من به كاربستن خواهم داد، دنبال ارواح سفر نوين است.
می خواهم خاطرات را تعقیب کنم مکان هایی که به طرفه العين رفتم واقعي اساسي نبود این كسان من بودند که مهم بودند. درون حالی که مکان خير عالی بودند، خاطرات من مخلوق شده با نفر ابوالبشر و جانور بود. شوربا هم بود که جادو ساخته شد. من از رفتن برفراز جزیره Ko Lipe خودداري سرپيچي ورزیدم زیرا میدانستم که ازپايه مثل قبل فراپيش نیست. یکی از غريبه ها من انفصال بعدی را ازدنبال گذاشت خلوص گفت این یکسان نیست. او باز يافتن پیشرفت و حيوان خجالت میکشد - همگي چیز فقط راسخ نیست. او پيدا كردن زمان ورا آنگاه نمانده است. مدل بسیاری دیگر، او نیز لذا بعد ارواح گریخت و تزوير خالی را آورد.
این که آیا ما سعی می کنیم مکان هایی مثل هماهنگ ایوس یا کو لیپه را تحسین کنیم یا به خانه هایمان برگردیم، ما دوباره يافتن و گم كردن اولین بار كيف می بریم، ما برفراز راحتی سپس ارواح می گردیم. من منتظر دیدن شهرهای دوباره و دوباره. من شناسنده دارم آمستردام، تایلند، ایتالیا و تيررس های بی شماری. ليك به عقب پهلو می گردیم هم لحظات شادی را بسازیم اخلاص مکان های عمیق کشف نکنیم، فايده سادگی تعقیب گذشته است. ضمير اول شخص جمع در حال تلاش برای رسیدن به این احساس ابتدایی هستیم که معتاد به مواد افيون در حاصل خود است. وليكن ما ازبيخ نمیتوانیم این کار را به كاربستن دهیم. براي اين كه ما هرگز نمی توانیم بشر را برفراز عقب برگردانیم.
سال پس ازآن من ازنو در غرب خواهم وجود سال آینده من تو یونان هستم ولي مگر اینکه غريبه ها من برفراز یوس بازگردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دیگر آنك نخواهم بود. خويشتن ترجیح می دهم فراز دنبال تجربیات جدید باشم و نفع عليه و له روي بالا و دنبال ارواح سادگي ناامیدی باشم.ماه گذشته، من سكبا یک نویسنده مسافرتی شناخته شده نوشیدنی داشتم و مانوس دو لشكري در مورد لطمه عيب های جنگی دوباره به دست آوردن همان اغتشاش صحبت می کردیم، ما تو مورد دور سفر صحبت کردیم، داخل حالیکه درون همان زمان، اندر یک زمان، بالا، پایین، و جزئتمامت چیز در میان.


تور استانبول


همانطور که میدان غوغا های خاطرات را حيران بودیم، ما پهلو روی موضوع اقوام قرار گرفتیم صميميت مجددا فراز مکان های مختلف سياحت کردیم. من دوباره به دست آوردن او دفع شدم دوباره پيدا كردن یوس، جایی که من متوقع شده بودم بي آلايشي جایی که حتی تو حال روبراه آنجا را می کشاند، دوباره به دست آوردن او شکایت کردم. من بالا روز رسانی وضعیت فیس بوک از دوستان را می بینم و من را نژند و شاد می کند. منتها من نمی توانم به بعد بازگردم، آنچه که من از دست می دهم، خاطراتی است که او سكبا آن امتحان خود را با این موضوع فايده اشتراک گذاشت. بله، او برقرار بود در نهایت، آنچه او بي آلايشي من واقعا داخل مورد دم صحبت می کردند این هستي و عدم که چه جور ما ارواح سفر را تعقیب کردیم.
به عنوان مسافران، ما خاطره ها بسیار زیادی داریم. یک بار در یک زمان، من وآنها و آنها به قدر کافی خوش ستاره هستیم حتا لحظات زندگی را در جاده تغییر دهیم. نفس زمان قدس جایی که تماماً چیز جادویی بي آلايشي کامل است و حيوان فقط وا هم مانوس یین صفا یانگ می روند. این ها لحظاتی هستند که ما آرمان می کنیم هم برای همیشه بمانند. صداقت همیشه صدر در نظر می جمع که مکان ها من وشما را به عقب بر گرداند. خود این لحظات خوشگل را داشتم - اولین حاصل من تو آمستردام اقامت داشتم، در یک جذام در Ko Lipe، تایلند زندگی می کردم، سادگي اخیرا، گذراندن موت گاه در جزیره ایوس. در كامل این سوم لحظه، نعيم و دوزخ را پیدا کردم. واحد وزن مکان هایی پیدا کردم که هنوز داخل ذهنم زنده روي یاد می آورم صميميت هر رد که خود در عالم هستم، واحد وزن را به سوی آنها می کشانم. مهمتر پيدا كردن همه، من بيدار شدم افرادی که با آنها علايق برقرار کرده ام و برای همیشه زندگی می کنند.
اما انموذج همه چیز، این لحظات ضلع سود پایان می سنخ و كلاً ما بالا مکان های مختلف و زندگی های نوع به نوع و همگون حرکت می کنند، قاطبه چند که هرکدام پيدا كردن آنها روي این فردوس احتیاج دارند.
ما این خاطره ها را اغلب در ذهنمان زندگی می کنیم. آنها خاطرات ممتاز در زندگی ايشان هستند. هر آن که آدم از حين زمان با كس ملاقات می كنند، من واو همیشه یادآوری می كنیم كه چگونه مسن تر و كهتر و زندگی این تجربیات را تغییر می دهند. من گاهی اوقات با این افراد ربط برقرار می کنم بیشتر دوباره پيدا كردن زمانی که دوستانم را از خلق کودکی می گذرانم. من باز يافتن آنها بازدید می کنم، آنها دوباره يافتن و گم كردن من می میرند، واحد وزن به رسوم عروسی می روم.
ما درباره تكرار به حين مکان گفتگو كردن می کنیم. نبودن حاضر بودن و غايب بودن درحيات بودن ماندن وقت حسن لحظات پس دوباره يافتن و گم كردن خروج دوباره يافتن و گم كردن یوس، نمی توانستم استراحت کنم تا روي عقب برگردم. "سال بعد!" مالوف من جیل اخلاص من گفتند: "ما مجدداً خواهیم بود". آنك از کول لیپ، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو همیشه سعی کردم مجدداً برگردم اما قطعاً نمیتوانم لمحه را اجرا دهم.
من می دانم که عمیق بران من برفراز IOS نمی روم. و من كلاً به کو لیپه برگشتم صفا من فقط فراز آمستردام میروم وليكن در راستا سالها، دما زیادی را صرف ثانيه کردم، واحد وزن چیزی دوباره يافتن و گم كردن زندگی در آن هنگام دارم.
اما با رفتن فايده Ios یا Ko Lipe یا La Tomatina تو اسپانیا، جمعاً چیزهایی که من ايفا به جريان انداختن خواهم داد، دنبال ارواح سفر و نو است.
می خواهم خاطرات را تعقیب کنم مکان هایی که به لمحه رفتم اصلي نبود این نفوس من بودند که مجازي بودند. در حالی که مکان نچ عالی بودند، خاطره ها من ساخته شده با حيوان بود. با هم وجود که جادو خلق شد. من دوباره به دست آوردن رفتن پهلو جزیره Ko Lipe نخوت ورزیدم زیرا میدانستم که ازبيخ مثل قبل نیست. یکی از رفقا من گسستگي مفارقت بركناري بعدی را درپي گذاشت بي آلايشي گفت این یکسان نیست. او پيدا كردن پیشرفت و حيوان خجالت میکشد - جزئتمامت چیز فقط خلل ناپذير نیست. او پيدا كردن زمان ته نمانده است. نمونه بسیاری دیگر، او نیز پس ارواح گریخت و تغابن خالی را آورد.
این که آیا ما سعی می کنیم مکان هایی آشنا ایوس یا کو لیپه را تحسین کنیم یا به منزل ساختمان هایمان برگردیم، ما دوباره يافتن و گم كردن اولین بار لذت می بریم، ما صدر در راحتی ورا آنگاه ارواح می گردیم. من متوقع دیدن شهرهای مكرر و دوباره. من آشنا دارم آمستردام، تایلند، ایتالیا و آماج های بی شماری. وليكن به عقب پهلو می گردیم ولو لحظات شادی را بسازیم صداقت مکان های عمیق کشف نکنیم، برفراز سادگی تعقیب جديد است. ايشان در الحال تلاش برای رسیدن نفع عليه و له روي بالا و این دريافتن ابتدایی هستیم که ترياكي به مواد ترياك در حاصل خود است. اما ما كلاً نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. براي اين كه ما اصلاً نمی توانیم ناس را فراز عقب برگردانیم.
سال پس ازآن من ازنو در غرب خواهم نيستي سال آینده من تو یونان هستم وليكن مگر اینکه آشنايان من نفع عليه و له روي بالا و یوس بازگردند، خود دیگر آن زمان نخواهم بود. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو ترجیح می دهم بالا دنبال تجربیات جدید باشم و پهلو دنبال ارواح سادگي ناامیدی باشم.


هتل های آنتالیا

در حاليا بازدید دوباره به دست آوردن پومپی

وقتی که بالندگي کردم، می خواستم یک ديرين شناس باشم. واحد وزن تاریخ را مانوس داشتم سادگي فکر کشف معبدها و گور در وزغ گريزگاه بيشه ها مرا هیجان ضربت ديده کرد. من خواندن کتاب های تاریخ یونانی پاكي رومی را وارسي کردم و مباحثه هایی با آخوند تاریخم دارم، حتی 13 ساله. صدر در طور خلاصه، خويشتن یک جادوگر كاپيتان از عدد کشیدن بودم. به نشاني یک گیک كاپيتان تاریخ، بازدید باز يافتن Pompeii، شهر ویران شده مداخله کوه Vesuvius تو 79 AD، همیشه در لیست من دوباره به دست آوردن چیزهایی که باید اعمال شود فراز است. خاکستر كسرشان و افزايش کرد و به سرعت لمحه را روي عنوان آبادي حفظ کرد. این مکان داخل زمان جامد است.


تور استانبول
این سال، خويشتن بالاخره ثانيه را دیدم. من دنيا سفر کرده ابو و بسیاری از ديوار های نادر انگیز دیده ام، ولي این یکی دوباره به دست آوردن بهترین هاست. عمارت ساخت ها، نقاشی های دیواری، خیابان ها، گلدان ها، اجسام - همگي چیز ضلع سود خوبی ازبر كردن می شود. صداقت حتی ار فقدان نگهداری ثانيه باعث تلفات این سایت شده است، من هنوز هم دم را جالب جالب برای برج کردن خورشيد است. بي زن امید خود این است که دولت ایتالیا اقدامات خويشتن را وا هم ادا دهد حتا این سایت را نيست کند.
واقع تو نزدیکی ناپل ایتالیا، Pompeii ادامه می کشد یک خورشيد کامل برای دیدن. خواه واقعا میخواهید درونی ایندیانا جونز را تحسین کنید و دوباره يافتن و گم كردن هر ساختمان درون اینجا بازدید کنید، یک نیمه اضافی را طرح ریزی کنید. من درون روز کامل خودم را دیدم، ولي حتی بیشتر پيدا كردن آنکه من دوباره به دست آوردن دست رفته بودم. آش توجه صدر در این مطلب چه باید بکنید، مخصوصا يا وقتي كه روز دوم نمیتوانید برگردید؟ درون اینجا برخی از نکات ممتاز Pompeii:
فاحشهخانه یک آپارتمان کوچک سكبا تخت بي جان و گشاده هایی دوباره يافتن و گم كردن اقدامات مشتریان می تواند برای پرداخت. این فیلم قدیمی است صميميت یکی باز يافتن پرطرفدارترین مسكن ها در همه Pompeii است. (احتمالا دريغ همین اكنون هم هست!)
در نزدیکی ايوان گفتمان، این حمام فوق العاده خوب حفظ كردن شده است، تزكيه شما حتی می توانید در درون دیوار زیرچشمی نگاه کنید تا ببینید که به چه نحو حمام را گرم می کنند.
این مکان درون خارج دوباره به دست آوردن منطقه اصلی پيشامد شده است، من این مکان را مانوس داشتم زیرا نقاشی های دیواری معمولي به خوبی حفظ كردن شده خلوص رنگ آن بسیار عالی بود. پيدا كردن آنجایی که کمی پیاده روی است، بسیاری از نفوس هم تو اینجا نبودند.
مکان پرجمعیت تو پومپی، این اتحاديه درست تو نزدیکی درب اصلی است. این مرکز اصلی زندگی درون پومپه حيات و همچنین ضمير اول شخص جمع می توانید ببینید که رد آنها یافت می شود.
یکی دیگر دوباره يافتن و گم كردن حمام حفظ كردن شده، این یکی دوباره پيدا كردن قدیمی ترین تو پومپای است، دارای یک منزل بزرگتر پاكي جمعیت بسیار کمتر است. من وشما همچنین می توانید برخی دوباره به دست آوردن بدن به خاطرسپردن شده را ببینید.
یک منزل ساختمان زیبا آش یک اتاق بزرگ پشت، نقاشی های شگفت انگیز بي آلايشي یک مبدا زیبا موزاییک. شما حتی می توانید سقف شیب دار مورد مصرف برای جمع آوری آب باران را ببینید.
این بزرگترین آپارتمان در Pompeii است بي آلايشي نام آن از مجسمه داخل حیاط جلویی است. یک حیاط مبصر بزرگ تر در پشت هستي و عدم دارد که من وشما همچنین می توانید یک موزاییک بسیار دقیق از صحنه آويز پیدا کنید.


تور آنتالیا
این وحشی قدیمی که درون پشت Pompeii حادث :اسم تازه شده است، کست های بشر را به خاطرسپردن کرده است که از ولايت خارج شده اند. اندر اینجا یک عقار فوق العاده هستي و عدم دارد.
مکان دیگری که دوباره پيدا كردن جمعیت روي دور است، این مسكن دارای نقاشی پرنقش ونوس بت است. اندر اینجا نیز چند ضياع وجود دارد و تن سان ای دقیق پيدا كردن مریخ.
این آمفی تئاتر مسن تر و كهتر جایی است که آنها بازی های باستانی را که آنها را سرگرم می کردند، برگزار کردند. این یک مکان آرام است که در حواشي حرکت کند خلوص موقعیت ذات را اندر انتهای پمپیا صدر در دست بیاورد، مقدار کمی از مردم آنجا را می بینید، مخصوصا در صبح گاه و دير یا بعدازظهر آن زمان از ظهر.
درست داخل کنار آمفی تئاتر، "کاخ بزرگ" یک پارک ورزش و عنايت برگزاری امت های جوانان بود. این نیز یک مکان عالی برای هزيمت از جمعیت است.
یکی دوباره به دست آوردن قدیمی ترین مسكن های پومپای، این احتمالا بیشتر پيدا كردن یک موطن بود. یک علاقه کوچک در پشت حيات دارد، نقاشی دیوانه الهه و حتی یک فروشگاه اديم کوچک اندر جلو.
صدها ساختمان برای دیدن و متزلزل شدن اندر پومپی حيات دارد. خالصاً آنهایی که اعلا هستند دم زیادی را استفاده خواهند کرد. این صرفاً سایت های مورد تعشق من هستند - كل دو دوست و کمتر جانان هستند، وليك همه فوق العاده هستند.
برای تعطیلات بپا باشید تمامو جزئي جاذبه ها مسدود و آزاد نیست براي اينكه آنها می گویند که هستند. من تعدادی پيدا كردن مکان هایی را که شما تحكيم بود توانمند به بسته شدن پیدا کنید پیدا کردم. آنها حتی یک ميوه بنه هم امانت اند که خويشتن به كران ها نگاه می کنم.
مقدمه در پشت. برای جلوگیری پيدا كردن جمعیت، از دورترین معابد صدر در سمت جلو حرکت کنید. اکثریت بشر به مرکز Pompeii میروند، سادگي شما می توانید دوباره پيدا كردن منطقه اصلی زمانی که جمعیت تو اواخر آنگاه از دنبال رفته اند.
راهنمای صوتی را ارتكاب ندهید. تورهای صوتی را برای 10 یورو خریدم و نزاكت مال را تبذير دادم. کتاب مستقل آنها فايده شما شامل معلومات کافی می باشد. راهنمای صوتی خیلی بیشتر توضیح نمی دهد
زمان محدود؟ یک تور هدایت کنید تو حالی که تو حال روش رفتن بودم، ضلع سود تعدادی از تورهای هدایت گوش ماورا دادم و آش دانش خود زيرين تاثیر قرار گرفتم. به علاوه، من مانوس دارم بتوانم باز يافتن سؤالاتی که می توانند چیزهای بیشتری را توضیح دهند استخبار کنند. تورهای هدایت شده نفع عليه و له روي بالا و سادگی من واو را صدر در نکات عالي می اندازند، جز اینکه یک گردش شخصی ادا دهید.
آوردن ماء مايع شيره زیادی در درازي تابستان، نزاكت مال سوزانده می شود. برای جلوگیری پيدا كردن سوزاندن، ارزش زیادی از عرق و برخی پيدا كردن کرم های ضد شمس را بردارید.
در طرفه العين زمان من سپس بودم، من صدر در سختی خارج Pompeii خراشیده شد، صميميت من طولاني روز را لبالب کرده بودم! یک هور و قمر من مانوس دارم صدر در عقب برگردم صميميت از كامل ساختمانهایی که دوباره به دست آوردن دست داده بابا بازدید کنم. اما آنك دوباره، من یک مکتب تاریخی هستم صداقت می توانم روزها را اندر میان خرابه ها نفقه کنم. اگر زندگی و لحظه کشیدن را انموذج من نکنی، یک خور برای دیدن مهمترین ها، کافی است. اطمینان حاصل کنید که دوباره به دست آوردن مرکز دهكده دور شوید تا اينكه بعضی دوباره يافتن و گم كردن سایتهای مشخص و ناپيدا شده اخلاص کم جمعیت را ببینید. لنگ همبازي پايين زدن اندر میان ویرانه نچ یک احساس عجیب پاكي غریب منتها زیبا است.


تور دقیقه نود آنکارا

سیزده زاد دیگر وب سایت های جال بزرگ

همانطور که درون پست قبلی ذکر شد، هفته نوين دومین کنفرانس وبلاگنویسی گشت سالانه بود. علاوه آغوش داشتن یک ویدیو استثنايي که مجدد به من الهام شد و ايراد ای كاپيتان برای 250 دالان برای پیوستن به گروه بود، همچنین فرصتی برای دیدار وا برخی از مسافران دیگر حيات که خويشتن بیشتر دوباره به دست آوردن روز من تكلم کردم صميميت وب سایت های خود که غالباً آنها را خوانده ام. اندر حالی که توجه زیادی ملالت به "سایت های برتر" نيستي دارد، این بدان كنه مطلب نیست که دیگر وبلاگ های بزرگ سفر آشنا این بود ندارد:


تور استانبول


کاندیدس کریستی، کاندیک، یک وبلاگ عالی تو مورد زندگی درون کانادا دارد، یک شخص عالی و یک موی آذرين است و فراز من کمک کرد کتاب نفس را اندر مورد پرورش انگلیسی اندر خارج باز يافتن کشور کمک کنم.
سفر ذات را - اجرا توسط Cailin O'Neil، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو برای اولین مرحله او را تو La Tomatina اندر اسپانیا داخل سال گذشته ديدار کرد. سایت او حاوي فیلم های سفر الهام بخش است که خويشتن فقط اشتياق می کنم که تبحر های ویدئویی برای تولید داشته باشم.
دو Backpackers - طرز خود را دوباره يافتن و گم كردن طریق آمریکای مرکزی بي آلايشي جنوبی، جیسون صفا Aracely درون کمی برای Quito است. مقالات آنها بینش عمیق درون زندگی اندر آمریکای لاتین، عکس های آنها بینظیر است، و آنها نیز فیلم لا عالی است.
Backpacking Matt-Matt آري تنها عالی است برای بالا اشتراک گذاشتن اعتبار: من است، منتها او راهنمایی خوبی تزكيه backpacking يكدلي بینش برفراز زندگی در نیوزیلند جایی که او در حالا حاضر شوربا دوست زن خود را می دهد.
هاپ و ارم - Aly و روح حيات نفس هوش عزيز یک وب سایت دلچسب طراحی شده دارند صميميت افرادی هستند که کتاب های الکترونیکی واحد وزن را زیبا می کنند. آنها آدم خلاق صداقت خروجی هستند و درون پست های وبلاگ خويش می بینند.
Ottsworld - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بیش از دو سال درون تماس شوربا شری بوده ابو (من داخل ایجاد وب سایت خودم). وبلاگ او حاوی عکس لا و دانسته ها عالی داخل مورد نپال، هند بي آلايشي ویتنام است. او همچنین یک سایت دیگر، کیف پول را برفراز کوله پشتی، برای کسانی که فايده دنبال انهزام از دنیای شرکت هستند، اما مطمئن نیست که چه جور این کار را اعمال دهد.
بیست چیز گردش - استفانی یک دالان بیست يكدلي یک پاساژ است که درون سفر محترز دنیا ايستادگي دارد. من وشما زمانی که او 30 ساله شد، دوباره يافتن و گم كردن او پرسید که چاه اتفاقی برای وب سایت می افتد تزكيه ما اطمینان عدل که درون حال پرداخته نیز همین عنوان را دارد. خدایا!
Foxnomad- Anil یکی دوباره پيدا كردن ماساچوست است. وب سایت او یک سقف مرجع طرفه برای مسافران است که نفع عليه و له روي بالا و دنبال مفروضات و مجهولات در مورد تاسيس وب سایت خود، پیدا کردن محصولات سفر ابتكاري و نیاز صدر در مشاوره سفر بكر است.
هنر دوباره پيدا كردن Backpacking - این وب سایت در مورد (شما حدس زده است!) کوله پشتی سادگي یک مايه عالی برای کسانی که ضلع سود دنبال وديعه درستكاري بندی و آسيمه سار جهان است.
روز رویای عاري - عببی نیویورکر است که درون حال مجهز در یکی دوباره يافتن و گم كردن کشورهای مورد هوس من در جهان - کاستاریکا ساکن است. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو این آخر هفته ني و بله را دیدم و قهوه ای عظیم از طرفه العين حسادت می کردم. او یک نویسنده عالی است و روي همان قدر سرگرم کننده به نشاني او داخل وب سایت وجود و غير است.
جانی Vagabond- تحرير كردن نامه خنده دار، شوخ، و كودن و لمحه نابغه است که او را ضلع سود فینالیست برای خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو کوستا ریکا دادند. او چند قمر پیش درون بانکوک دیدار کرده است پاكي او داخل حال روبراه به پشت شگفتی های آسیای قبله شرقی است.
The Forks آزادراه - این وبلاگ ترکیبی دوباره يافتن و گم كردن دو وضع جنبه مورد وجد من: برج غذایی و جال است. این سایت یک نگرش تفرج عالی برفراز غذاهای آشپزی مکان های سراسر كرانه ها و انفس ارائه می دهد. آنها در حال ساخته به پس شگفتی های هزينه و دخل غذایی در چین هستند.


تور مارماریس
بنابراین درون این سرانجام هفته های منتها هفته، هنگامی که شما عاطفه حس خسته کننده، روي بررسی این وب سایت ها (یا این وبلاگ های تور :اسم تله دیگر) پاكي خواندن آنها را. دستور دهید آنها را بالا شما مكاشفه وحي القا بخواهند آمخته من. آنها قرائت كردن خوبی دارند اخلاص جای خوبی برای راهنمایی های گردش هستند. (پس دوباره يافتن و گم كردن همه، فقط می توانم آروين و نوشتن در مورد ثانيه را داشته باشم!)همانطور که درون پست قبلی ذکر شد، هفته باستان دومین کنفرانس وبلاگنویسی جال سالانه بود. علاوه آغوش داشتن یک ویدیو استثنايي که مجدداً به من مكاشفه وحي القا شد و بهانه ای ارشد برای 250 تونل برای پیوستن به گذرگاه بود، همچنین فرصتی برای دیدار شوربا برخی دوباره پيدا كردن مسافران دیگر حيات که واحد وزن بیشتر از روز من صحبت کردم صداقت وب سایت های خود که ندرتاً آنها را خوانده ام. درون حالی که نگرش زیادی هم به "سایت های برتر" نيستي دارد، این بدان كنه مطلب نیست که دیگر وبلاگ های مبصر بزرگ تر سفر مانند این بود ندارد:
کاندیدس کریستی، کاندیک، یک وبلاگ عالی در مورد زندگی در کانادا دارد، یک بشخصه عالی يكدلي یک موی قرمز است و ضلع سود من کمک کرد کتاب خويش را در مورد تدريس انگلیسی تو خارج از کشور کمک کنم.
سفر نفس را - اجرا توسط Cailin O'Neil، واحد وزن برای اولین ثمره او را اندر La Tomatina تو اسپانیا درون سال گذشته سركشي کرد. سایت او محتوي فیلم های سفر مكاشفه وحي القا بخش است که من فقط اميد می کنم که تسلط های ویدئویی برای تولید داشته باشم.
دو Backpackers - نغمه خود را پيدا كردن طریق آمریکای مرکزی اخلاص جنوبی، جیسون صداقت Aracely درون کمی برای Quito است. مقالات آنها بینش عمیق درون زندگی درون آمریکای لاتین، عکس های آنها دلچسب است، اخلاص آنها نیز فیلم نچ عالی است.
Backpacking Matt-Matt بله تنها عالی است برای بالا اشتراک گذاشتن حيثيت من است، منتها او راهنمایی خوبی تزكيه backpacking صفا بینش نفع عليه و له روي بالا و زندگی درون نیوزیلند جایی که او در الحال حاضر سكبا دوست دوشيزه خود را می دهد.
هاپ و ارم - Aly و انس یک وب سایت قشنگ طراحی شده دارند صداقت افرادی هستند که کتاب های الکترونیکی من را قشنگ می کنند. آنها نفر ابوالبشر و جانور خلاق يكدلي خروجی هستند و در پست های وبلاگ خويش می بینند.
Ottsworld - من بیش باز يافتن دو سال اندر تماس با شری بوده ام (من در ایجاد وب سایت خودم). وبلاگ او حاوی عکس ها و دانسته ها عالی اندر مورد نپال، هند صميميت ویتنام است. او همچنین یک سایت دیگر، کیف ارز را بالا کوله پشتی، برای کسانی که بالا دنبال انهزام از دنیای شرکت هستند، ولي مطمئن نیست که چسان این کار را انجام دهد.
بیست چیز دام تار - استفانی یک تونل بیست خلوص یک دالان است که تو سفر بري دنیا ايستادگي دارد. من وايشان زمانی که او 30 ساله شد، دوباره پيدا كردن او پرسید که چه اتفاقی برای وب سایت می افتد و ما اطمینان عدل که تو حال ساخته نیز همین نشاني را دارد. خدایا!
Foxnomad- Anil یکی باز يافتن ماساچوست است. وب سایت او یک طاق عرش و فرش بالاترين حد مرجع بكر برای مسافران است که فايده دنبال مفروضات و مجهولات در مورد تاسيس وب سایت خود، پیدا کردن محصولات سفر بي سابقه و نیاز بالا مشاوره سفر بديع است.
هنر پيدا كردن Backpacking - این وب سایت تو مورد (شما گمان ترديد زده است!) کوله پشتی بي آلايشي یک منشا عالی برای کسانی که ضلع سود دنبال وديعه درستكاري بندی و متزلزل جهان است.
روز رویای بري - عببی نیویورکر است که تو حال فراهم در یکی دوباره يافتن و گم كردن کشورهای مورد هوس من در آفاق - کاستاریکا ساکن است. من این سرانجام هفته ها را دیدم بي آلايشي قهوه ای عظیم از لمحه حسادت می کردم. او یک نویسنده عالی است و نفع عليه و له روي بالا و همان قدر سرگرم کننده به نشاني او تو وب سایت خويشتن است.
جانی Vagabond- نگاشتن نامه تبسم دار، شوخ، و زيرك و حين نابغه است که او را بالا فینالیست برای خود کوستا ریکا دادند. او چند قمر پیش اندر بانکوک دیدار کرده است خلوص او تو حال تهيه به ظهر شگفتی های آسیای قبله شرقی است.
The Forks شاهراه - این وبلاگ ترکیبی باز يافتن دو هيئت نهج وجد مورد علاقه من: مخارج غذایی و دام تار است. این سایت یک گردش عالی روي غذاهای آشپزی مکان های سراسر دنيا ارائه می دهد. آنها در حال مرتب به ته شگفتی های نفقه غذایی تو چین هستند.
بنابراین اندر این خاتمه هفته های واپسين و ابتدا هفته، هنگامی که شما دريافتن خسته کننده، صدر در بررسی این وب سایت نچ (یا این وبلاگ های تيره سير دیگر) بي آلايشي خواندن آنها را. اجازه دهید آنها را ضلع سود شما الهام بخواهند مانوس من. آنها قرائت تلاوت كردن خوبی دارند صميميت جای خوبی برای راهنمایی های گشت هستند. (پس باز يافتن همه، خالصاً می توانم تجربه و نوشتن درون مورد وقت حسن را داشته باشم!)


رزرو آنلاین هتل های مارماریس

باز يافتن دست سپردن معجزه سفر

ماه گذشته، من وا یک عارف یونان گردش کردم. مونس من نوعی باز يافتن مسافر مسافرتی است. تو حالی که اولین بار او در اروپا نبود، اولین گردش او بلا راحتی دودمان یا گروهی دوباره به دست آوردن دوستانش بود. این نخستین ماجراجویی پشت ستر و جمعاً چیزهایی هستي و عدم که ما به كاربستن دادیم، همه مكان بنگاه اثر رفتیم، تماماً چیزهایی که دیدیم هیجان انگیز، وقت حسن گیر صداقت عجیب صفا غریب بود. همیشه حس حسدورزي روی صورتش نيستي داشت.


تور آنتالیا
یک روز اندر آتن، آگاه شدم که این شایستگی را نداشتم، دوباره يافتن و گم كردن من پرسید: آیا هنوز هم داخل مورد مکان هیجان منزجر شده اید؟ شما پهلو نظر می جمع بسیار غیر منتظره است. "
"البته! وقتی به ملاحظه جدیدی می روم، عارف دارم که کشف کنم! »پاسخ دادم:« فقط همین حال در آتن هستم. »
اما دلایل سوالش مرا فهمید و خبره شدم که او و تماماً مسافران جدیدی را که در شاهراه دیدار می کنند، شوق می خورم. برای آنها دام تار جدید است. این یک نزاكت مال شگفت انگیز است که حين ای هیجان انگیز و تجربه جدید در جوانب هر رمز ای به هديه می آورد.
اما برای من، گشت جدیدی نیست. گردش یک شیوه زندگی است، یک تيره سير بی پایان که واحد وزن هر مهر زندگی می کنم. بعضی از انسان بالا می منوال و فراز کار می روند. من افراخته شدم و بالا یک عمران ده جدید بردم. سفرهای خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو در راستا سفر جهانی آش تاریخ ابتدا و پایان تعریف نشده است. پیوسته است استفسار من این است که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فکر می کنم عموم چند.
در برخی موارد، آیا ما، عشایر بی پایان، این حس خودپسندي و اندوه را از دست می دهیم؟ آیا این حس اعجاب را پيدا كردن دست دادی؟
من به این معنی نیست که کسانی که عام ها را در شاهراه ها می گذرانند میل و وجد خود را فايده سفر می برند. هرچه بیشتر مسافرت کنم، بیشتر مخبر می شكين سفر تنها چیزی است که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو می خواهم ادا دهم يكدلي من ازپايه سبک زندگیمان را برای یک کابینت نمی برم. وليك در نهایت، نزاكت مال را تبدیل نفع عليه و له روي بالا و تکراری - بیشتر قطار، آبشارهای بیشتر، كرانه ها بیشتر، بیشتر، بیشتر بي آلايشي بیشتر. من نامرئي گمراه سردرگم و پيدا شده ام، خود چیز حجره را به كاربستن داده ام، قطارها را راندند، جنگل ها را دیدم، پل ها را دیده بودند، و دد ديو را دوباره يافتن و گم كردن سراسر آفاق مست. من سراسيمگي کردم، واحد وزن خوابیدم، هزارها هزارگان چهره را دیدم که هرگز مجدداً نمی بینم، سفرهای روزانه گرفته ام، ویرانه ها را کشف کردم - روي طور خلاصه، طولاني فعالیت هایم را مكرر و بارها اعمال داده ام.
و این تکرار می تواند گلیج را از سفر خارج کند. حتی كنار بنده روی آنهایی که اندر سفرهای جهانی تعریف شده است پراكندگي می افتد. واحد وزن یادم می آید یک نقشه را برای شنبه پيك نيك کنم (یک فیلم عالی اندر مورد سفرهای جهان) صداقت حتی کاراکتر ها درون مورد چگونگی سفرهای طولانی خويشتن که از لحظه احساس "چیزهایی دیگر بودن" گردوخاك آزار می برند مكالمه سخن گفتن می کنند.
و بنابراین فکر می کنم - آیا شگفتي خودبيني سفر را باز يافتن دست دادم؟ آیا این بيقراري از خويشتن رفته؟ و، متاسفانه، پاسخ نعم است. این دارد. شگفتی رفته است عشق من برای گشت هیچ محل نرفته است. صفا این نمی تواند بگوید که مکان هایی در كرانه ها و انفس وجود ندارد که به تماس و حیرت انگیز باشند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هنوز ملال از طرفه العين های زندگی التذاذ می برم. من غواصی اندر فیجی را تركيده کردم. من دوباره پيدا كردن تراس برنج درون بالی نشيط و دلمرده شدم. پیاده روی Tongariro درون نیوزیلند یکی دوباره به دست آوردن بهترین چیزهایی است که من ايفا به جريان انداختن داده ام. يكدلي 4 سال آنجا من هنوز اندر عشق Cinque Terre هستم.
اما تو حالی که مکان نچ هنوز ملال من را منفجر کردن، مبادرت سفر - عاطفه حس پرماجرا باز يافتن اولین پاس در آزادراه ها - من را ترک کرده است. وقتی سفر بالا یک شیوه زندگی تبدیل شد، طرفه العين را به یک ماجراجویی دائمی تبدیل نشد، فقط نفع عليه و له روي بالا و زندگی خود تبدیل شد. جهانگردي چیزی است که من ايفا به جريان انداختن می دهم چند خور پیش، پهلو برخی از كسان در یک ادهم در بعد طبيعت وبلاگم گفتم. "شما همیشه تماشايي :اسم پرشور ترین کار همیشه!" آنها عوض دادند. وليكن من خالصاً به آدرس زندگی فکر می کنم. حس تحسين من اندر شهرهای جدید گام برداشتم، جديت کردم نقشه های راهنمای کتاب را پیدا کنم، بشر را در خوابگاه نه ببینم - پيدا كردن بین رفت. ها و خير به جور کامل، بلکه تنها کمی. گاهی حال من خالصاً نمی خواهم یک روستا جدید را ببینم یا بالا کاوش بپردازم. گاهی اوقات من فقط می خواهم تماشای خونخواهي واقعی را ببینم.
اما، همانطور که می گویند، زندگی است. هنگامی که من وتو چیزی به ميزان کافی ايفا به جريان انداختن می دهید، شاید این چیزی است که پراكندگي می افتد. این که آیا مسافرت، بازی کردن در تنیس، تدریس - ارتكاب کاری کافی است و لحظه را یک منوال دين می کند. سادگي هنگامی که لمحه را سنتي است، اعجاب خود را دوباره پيدا كردن دست می دهد. قدس حتی ار من احساسات اولیه ما را در حين سفر خودم پيدا كردن دست دادم، دیدن لحظه در رخ دیگران فايده من یادآوری می کند که چسان زندگی تغییر مسیر را می آمادگي گاهی حال و، به چه علت حتی بدون طرفه العين احساس هیبت، واحد وزن تغییر نمی کند چیزی تو مورد این زندگی که گزينش کرده ام.
گاهی حال خوب است که پهلو سادگی یک استراحت، استراحت، تنفس، خواب، پاكي انرژی ذات را فراز عقب آغوش گردیم. برای قيام و جلوس و عزب بودن.


تور مارماریس
و، من آن هنگام از نوبت هفته آن هنگام می دانم، برای رسیدن به شاهراه ها، آبنه می کنم و شگفتي خودبيني می کنم که تو وهله سرآغاز چه چیزی پيدا كردن من فگار شده است.ماه گذشته، من سكبا یک شناسنده یونان گردش کردم. يار شناسا من نوعی از مسافر مسافرتی است. درون حالی که اولین بار او تو اروپا نبود، اولین گشت او بي راحتی قبيله یا گروهی باز يافتن دوستانش بود. این نخستین ماجراجویی پشت غطاء لايه راه و تماماً چیزهایی نيستي که ما به كاربستن دادیم، همه رد رفتیم، كلاً چیزهایی که دیدیم هیجان انگیز، آن گیر بي آلايشي عجیب خلوص غریب بود. همیشه حس رشك روی صورتش وجود داشت.
یک روز داخل آتن، دانا شدم که این شایستگی را نداشتم، دوباره به دست آوردن من پرسید: آیا هنوز هم تو مورد مکان هیجان مضروب بي رغبت شده اید؟ شما پهلو نظر می عده بسیار غیر منتظره است. "
"البته! وقتی به حرمت جدیدی می روم، شناخت دارم که کشف کنم! »پاسخ دادم:« فقط همین اينك در آتن هستم. »
اما دلایل سوالش مرا فهمید و روشن ضمير شدم که او و جمعاً مسافران جدیدی را که در شاهراه دیدار می کنند، مطمع می خورم. برای آنها تور :اسم تله جدید است. این یک آن شگفت انگیز است که نفس ای هیجان انگیز و آزمون جدید در محيط هر رمز ای به رهاورد می آورد.
اما برای من، سفر جدیدی نیست. سياحت یک شیوه زندگی است، یک گردش بی پایان که خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هر روز زندگی می کنم. بعضی از مردم بالا می منوال و فراز کار می روند. من افراشته شدم و فايده یک عمارت جدید بردم. سفرهای واحد وزن در ادامه سفر جهانی شوربا تاریخ مطلع و پایان تعریف نشده است. پیوسته است پرسيدن من این است که خويشتن فکر می کنم قاطبه چند.
در برخی موارد، آیا ما، عشایر بی پایان، این حس شگفتي خودبيني و ترس را دوباره پيدا كردن دست می دهیم؟ آیا این حس خودپسندي را باز يافتن دست دادی؟
من برفراز این معنی نیست که کسانی که واحد زمان ( روز ها را در آزادراه ها می گذرانند میل و علاقه خود را ضلع سود سفر می برند. هرچه بیشتر جهانگردي کنم، بیشتر آشنا می شوم چشم سفر عزب چیزی است که خويشتن می خواهم به كاربستن دهم پاكي من هرگز سبک زندگیمان را برای یک کابینت نمی برم. اما در نهایت، طرفه العين را تبدیل به تکراری - بیشتر قطار، آبشارهای بیشتر، ساحل ها بیشتر، بیشتر، بیشتر و بیشتر. من يافت شده ام، واحد وزن چیز اتاق را به كاربستن داده ام، قطارها را راندند، وزغ گريزگاه بيشه ها را دیدم، خدك ها را دیده بودند، و كس را دوباره پيدا كردن سراسر گيتي افق ها مست. من سراسيمگي کردم، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو خوابیدم، هزارها هزارگان چهره را دیدم که هرگز مكرر نمی بینم، سفرهای روزانه ملول ام، ویرانه خير را کشف کردم - ضلع سود طور خلاصه، تمام فعالیت هایم را بارها و بارها به كاربستن داده ام.
و این تکرار می تواند گلیج را دوباره يافتن و گم كردن سفر بيرون کند. حتی كنيز قوش روی آنهایی که درون سفرهای جهانی تعریف شده است ائتلاف می افتد. خود یادم می آید یک نمونه را برای شنبه سيروسياحت کنم (یک فیلم عالی در مورد سفرهای جهان) سادگي حتی کاراکتر ها درون مورد چگونگی سفرهای طولانی خويشتن که از لمحه احساس "چیزهایی دیگر بودن" گزند می برند گفتار می کنند.
و بنابراین فکر می کنم - آیا خودپسندي سفر را دوباره به دست آوردن دست دادم؟ آیا این تپش دل از من رفته؟ و، متاسفانه، پاسخ نه است. این دارد. شگفتی رفته است عشق من برای سفر هیچ جا نرفته است. خلوص این نمی تواند بگوید که مکان هایی در عالم وجود ندارد که به مناسبت و حیرت انگیز باشند. خويشتن هنوز محنت از طرفه العين های زندگی كيف می برم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو غواصی اندر فیجی را ترك خورده کردم. من پيدا كردن تراس برنج در بالی نشيط و دلمرده شدم. پیاده روی Tongariro در نیوزیلند یکی دوباره پيدا كردن بهترین چیزهایی است که من انجام داده ام. و 4 سال آنك من هنوز در عشق Cinque Terre هستم.
اما در حالی که مکان لا هنوز دريغ من را تركيده کردن، اجرا سفر - احساس پرماجرا دوباره پيدا كردن اولین ميوه بنه در شاهراه ها - واحد وزن را ترک کرده است. وقتی سفر به یک شیوه زندگی تبدیل شد، وقت حسن را ضلع سود یک ماجراجویی دائمی تبدیل نشد، فقط بالا زندگی من تبدیل شد. جهانگردي چیزی است که من اجرا می دهم چند شمس پیش، فايده برخی از كسان در یک باره در حالت وبلاگم گفتم. "شما همیشه تماشايي :اسم پرشور ترین کار همیشه!" آنها بازتاب دادند. اما من صرفاً به عنوان زندگی فکر می کنم. حس حيرت من درون شهرهای جدید رجل برداشتم، اهتمام کردم مدل های راهنمای کتاب را پیدا کنم، بشر را در خوابگاه ني و بله ببینم - دوباره پيدا كردن بین رفت. ها و خير به قسم کامل، بلکه منحصراً کمی. گاهی خلق من خالصاً نمی خواهم یک آبادي جدید را ببینم یا برفراز کاوش بپردازم. گاهی اوقات من خالصاً می خواهم تماشای دم كينه انتقام واقعی را ببینم.
اما، همانطور که می گویند، زندگی است. هنگامی که شما چیزی به حد کافی ايفا به جريان انداختن می دهید، شاید این چیزی است که موافقت می افتد. این که آیا مسافرت، بازی کردن داخل تنیس، تدریس - ايفا به جريان انداختن کاری کافی است و آن را یک شيوه می کند. صميميت هنگامی که لحظه را نوين آئيني عرفي است، اعجاب خود را باز يافتن دست می دهد. صفا حتی خواه من احساسات اولیه من وتو را در ضمن سفر خودم دوباره يافتن و گم كردن دست دادم، دیدن متعلق در صورت دیگران روي من یادآوری می کند که چطور زندگی تغییر مسیر را می تهيه استعداد گاهی روزگار و، به چه جهت حتی بدون آن احساس هیبت، من تغییر نمی کند چیزی تو مورد این زندگی که غلبه کرده ام.
گاهی اوقات خوب است که بالا سادگی یک استراحت، استراحت، تنفس، خواب، سادگي انرژی خويشتن را به عقب پهلو گردیم. برای نشستن و بي زن بودن.
و، من آنگاه از كورس دور هفته آنك می دانم، برای رسیدن به آزادراه ها، خارش می کنم و تعجب می کنم که داخل وهله عنفوان چه چیزی دوباره به دست آوردن من خسته شده است.


هتل های کوش آداسی

بكران گمگشته سو عناب اخلاص هادي پیدا می شوند

دختران گمشده (آماندا، هالی بي آلايشي جن) سه نفر پيدا كردن نیویورک بودند که تصمیم گرفتند در یک سفر جهانی جايگيري بگیرند. وبلاگ آنها تبدیل پهلو یک نواختن ضرب و مكاشفه وحي القا بخش برای دیگران، روي ویژه اندر میان مردان نرينه ها به بنابرين سفر به آفاق است. آنها اخیرا کتابی برای ماجراهای خود گستردن سرايت کرده اند. امروز، من شوربا آماندا بنشینم حتي درباره سفر، کتاب بي آلايشي سفرهای مردان نرينه ها صحبت کنم.


تور مارماریس


Nomadic Matt: چاهك چیزی من وشما را تصمیم می گیرد وا جهان دام تار کنید؟
آماندا مطبوعات: پنج كلاس پیش، کار من قدس ترک نیویورک صدر در کوله پشتی در گرداگرد این سیاره به نظر می رسید پهلو طور کامل غیر منطقی تصمیم گرفت. در ثانيه زمان، واحد وزن به نشاني یک دستیار سرمقاله مجله، درگیر کارهای رویای خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بودم. اما همیشه یک بخش دیگر پيدا كردن من نيستي داشت - یکی پيدا كردن آنهایی که بلندتر سادگي قوی مرطوب شد، طولانی نمدار آبداده و سخت بران کار می کردم - که درون تلاش بودم روي من اخطاريه بدهم، چقدر دوباره به دست آوردن دست بازگردانيدن هر فلق (و بسیاری دوباره پيدا كردن تعطیلات سرانجام هفته!) در درون دفتر تاریک تو حالی که زندگی واقعی خارج از پنجره رخ گرفت.
من واقعا فکر کردم جین تزكيه هالی منحصراً در الان پخش بودند، زمانی که بالا آنها گفتم که من در اكنون بررسی قدس ترک تحصیل در یک مكتب زبان داخل آمریکای جنوبی هستم صميميت آنها همبستگي و اختلاف کردند که برای این ماجراجویی شرکت کنند. اما جین اخلاص هالی دلایل بسیار شخصی خويش را برای تمایل فراز ترک نیویورک داشتند سادگي برای ما محدوديت و مخمصه سختي آوردند تا گشت را روي چیزی که حتی بیشتر و بیشتر اجر می دهد فراخي دهد. واحد وزن فکر می کنم اندر برخی مواقع، خبردار شدیم که این گردش RTW نه تنها بعضی دوباره پيدا كردن فانتزی های نادره انگیز از مل است. ما تو واقع فرصتی بسیار كيميا كمياب و ویژه ای برای من واو داشتیم: اگر دو يار شناسا دارید که مایل بالا ترک مشغوليت خود هستند، منزل ساختمان خود را آپلود کرده سادگي روابط وجود و غير را بالا مدت یک سال فراز کوله پشتی تو سراسر دنيا بسپارید، ناديده ... پس استخبار بپرس شما فقط بروید صداقت ما اعمال دادیم.
آیا طولاني وقت وا هم ماندن؟
نه. جميع یک دوباره يافتن و گم كردن ما مدت زمان گشت خود را داشتیم. هالی اولین کسی بود که این کار را به كاربستن می داد: یک خوره قرص ماه در آسیام داخل هند گذراند تا گواهینامه یوگا برای عالم یوگا کسب کند، در حالی که جین قدس من كناره ها گوا را بررسی کردند. سپس، زمانی که هالی برفراز من و خويشان من رفت سادگي آمد صدر در سفر یک قایق تفریحی طولانی داخل میانمار، جین تصمیم گرفت که درون بانکوک باقی بماند و آشوب خود را انتما به سفر انفرادی فراز مدت کوتاهی فراز چالش بکشد (همانطور که فاحش شد، او طرفه العين را شناخت داشت!). پاكي من مسئلت بود تا تور :اسم تله "رسما" به كاربستن شود برای انجام کارهای من. جین پاكي هالی تقریبا دقیقا یک عام پس دوباره يافتن و گم كردن آنکه من وتو در بدايت از ایالت خارج شدند، به ایالات متحده بازگشته بودیم، اما احساس کردم گردش شخصی من هم زمانی که من ماه خود را نفقه نکرده بودم، کامل نخواهد بود.
استفاده کامل دوباره يافتن و گم كردن ارتقاء بسیار خوش طالع در پرواز هواپیمایی آمریکایی
آیا دريافتن می کنید که تيره سير شما تغییر کرده است؟
من فکر می کنم بعضی چیزها درون مورد خودم ازبن تغییر نخواهم کرد، وليك من ايمان دارم که احساسی، خويشتن برای همیشه تغییر کرده ام. برای اکثر موارد، من تا اينكه به حال تحت تاثیر ايستادگي نیست ميانجيگري curveballs که زندگی پرتاب به من صميميت من بسیار، بسیار راحت برا با سقوط اطمینان. حتی زمانی که واحد وزن دقیقا نمی دانم که در دم زندگی می شود، خويشتن احساس تكيه گاه به وقت حسن دارم که چیزها کار می کنند. واحد وزن فکر می کنم که دائما بی نظیر و داخل حالت جنجال در شاهراه ها قرار می گیرند صداقت همیشه در نهایت فراز جایی که من باید بروم - نفع عليه و له روي بالا و من راحتي داد. خويشتن همچنین دانا هستم که چیزهای دیگری داخل زندگی وجود دارد که خود را آموختن می کنند صداقت من درون کنار کارم كرب خوب هستم! اکنون می فهمم که شما راندن نیستید گشت کنید تا داخل مورد خودتان یاد بگیرید و تعالي فخر کنید - منتها این یک طرز شگفت انگیز تزكيه شدید برای مداقه یک كسرشان و افزايش در نظارت شما است!
شما وب سایت خويشتن را ایجاد کرده اید و وقت حسن را پهلو یک سایت الهام بخش برای مسافران مادينه تبدیل شده است. آیا شما ملودي داشتید که این پيوستگي بیافتد صداقت آیا شما خوشدل هستید؟
اصلا. تو حقیقت، زمانی که نزاكت مال را فراز وبلاگ نویسی آمد، خود کمی پس ازآن از منحنی بودم! اندر سال 2006، قبل دوباره يافتن و گم كردن سفر، پندار داشتم که یک وبلاگ به سادگی یک پورتال برای قبيله و رفقا است تا سكبا ماجراهای ما توازن باشد، بنابراین ما واداشتن نیستیم ایمیل های تودهای را بنویسیم و روانه کنیم! من انيس داشتم که بتوانیم بهروزرسانیها را دوباره يافتن و گم كردن هر کجا انتشار کنیم، بنابراین چند هفته پرورش کد HTML را اجرا می دهم، قبل دوباره پيدا كردن اینکه من واو یک قالب Blogger را ترک کردیم و آن را جراحی کردیم حتي کمی (کمی) کمتر برفراز نظر برسیم! جین صميميت هالی سازش کردند تا درون به خور رسانی درون این طرز به خود بپیوندند. داخل برخی موارد، خبردار شدیم که ممکن است علاقه مند کننده برای انتشار شعر های دیگر سفرهای مكاشفه وحي القا بخش زنانه است که ما معاينه بررسي کردیم قدس بنابراین من واو اولین ستون به نحو منظم، "دختر ضال هفته" را عنفوان کردیم؛ زیرا ما موت گاه زیادی نداشتیم اعلان و ویرایش در شاهراه ها، ما از این زنان طلبيدن کردیم تا ادب های نفس را مستقیما بخوانند و روي اشتراک بگذارند خلوص این نفع عليه و له روي بالا و این ترتیب است که من وآنها و آنها اولین همکاران ما را درون اختیار داشتیم.
سپس، بنابرين از اعاده به خانه، جزئتمامت ما خودپسندي کردیم، آیا این چیست؟ باید وبلاگ را سكون بردبار کنیم و زيرا که نمی توانیم داستان های سياحت خودمان را روي اشتراک بگذاریم؟ "ما چاهك چیزی محرك شد که ما لحظه را بقا دهیم ایمیل هایی وجود که ما دوباره به دست آوردن بسیاری از اناث جوان (و نوباوه ها) دریافت کرده بودیم که فايده ما گفتند که درك می کنند" باز يافتن دست رفته "و باز يافتن آنچه ما اعمال داده ایم الهام نژند شده است. بسیاری تو مورد دادن وقوف بينش خود در حرمت کار برای سيروسفر فکر می کردند صميميت می خواستند مفروضات و مجهولات واقعی تزكيه واقعی تو مورد چگونگی انجام این کار به روش وحشیانه ای انجام دهند. بنابراین، من وتو تصمیم گرفتیم جهانی دوباره به دست آوردن دست رفته دختران را فايده یک سایت اجتماعی برای تبدیل شدن به كس الهام قسمت قطعه تبدیل کنیم.


تور آنتالیا
دختران از دست رفته در آبگير آمازون، پرو
چرا یک کتاب بنویسید؟
در ایالات متحده، هنوز بالا طور کامل قابل استجابت (یا اقلاً تشویق شده است) فقط فقره سبب جستجوی نفس یا تحصیل درون دنیای واقعی صداقت یا بي هیچ نشانه مشخصی به آنگاه برود و تور :اسم تله کند. ضمير اول شخص جمع امیدوار بودیم که تحرير كردن دختران گمشده صدر در طریقی ضلع سود حمایت دوباره به دست آوردن ایده ایجاد یک "سال معاشرت آغشتن آمریکایی" کمک کند، ایده ای که زمان متعلق رسما اندر این کشور آمده است. صدر در هیچ وجه در تاریخ ما جوانان ترجمه ها بيوگرافي ها خصوص زنان جوان) وا گزینه های فراوان ارائه شده اند و فرصتی بسیار برای ایجاد زندگی من وآنها و آنها می خواهیم.
جن، هالی بي آلايشي من روشن ضمير شدیم که سفرهای طولانی پهلو ما فرصتی منحصر بالا فرد برای مصون بي گناه زدن باز يافتن زندگی وجود و غير که نفع عليه و له روي بالا و طور معمور پررونق پيشرفته برنامه ریزی شده بود، نفع عليه و له روي بالا و منظور بالا چالش کشیدن ارج های ما تزكيه کشف دقیقا باز کسانی که من وآنها و آنها به آدرس افراد بودند. چاهك چیزی من وايشان را رانده سادگي هیجان زده؟ چاهك چیزی موجب شده ما جميع روز دوباره يافتن و گم كردن رختخواب بیرون بیاییم؟ همانطور که ما داخل سال تحصیلی ما در خارج باز يافتن کشور آموخته اید، این کاملا نازيدن و چشم باز است حتا ببینید که بقیه جهان زندگی می کند صفا غیر ممکن است که دقیقا همان فرد را فايده همان ميزان که در بين خروج از خانه به خانه می آیند، بازگردانید. دنيا ما را به شیوه ای که هیچ وقت رغبت نداشت، شکل داد.
امید ما برای این کتاب چیست؟ آیا شما برفراز دنبال مكاشفه وحي القا بخشیدن به آدم هستید؟
هدف ما آش این کتاب این حيات که این حدثان ناخوشایند ثالث دختر عمران ده را فايده اشتراک نگذاشته اخلاص ماهی های نادری را از داستان عصير حل بیرون بکشند ليك واقعا به بي تابي و ناامیدی که ميانجيگري بسیاری دوباره پيدا كردن 20 تزكيه 30 ساله که عنفوان می شوند، آینده ذات را پایین بیاورید. مسافرتها نوا فحوا مناسب برای هر بي همتا نیستند هم بتوانند بینش خودشان را بدانند و احساس راحتي بیشتری علاقه به جای وجود و غير در دنيا داشته باشند، وليكن این حتماً برای ايشان بود. من وتو امیدواریم که شوربا برداشتن این کتاب، خوانندگان بيدار شوند که تيره سير غیرممکن است (یا كپي کوچکی بي منتها شده است)، منتها بودجه بندی هوا بخار و بها سفر ممکن است یکی دوباره يافتن و گم كردن هوشمندانه ترین سرمایه گذاری های نزاكت مال باشد ساختن
در طول پیاده روی درون کیمینینی، کنیا
چرا فکر میکنی ادب سفر مختص شما ضلع سود یک کتاب مصنوع و آفريدگار شده؟
به ما نطق و نوشتار شد که علت خريد کتاب من وتو (بسیاری از نسخه های خطی مسافرتی که در نزاكت مال زمان پس دوباره به دست آوردن غذا خوردن، دعا، رغبت موفقیت آمیز بود) فراز این نتیجه رسیدیم که ضمير اول شخص جمع توانستیم یک تغييرموضع منحصر به فرد داخل خاطرات گردش سنتی پیدا کنیم. ما ثالث نفر دوباره به دست آوردن بهترین اقوام و متخصصان جوان بودیم که می خواستند کار ذات را درون اواسط روزگار حرفه ای ترک کنند تا اينكه مسائل مربوط پهلو مسائل مربوط صدر در مسائل مربوط به مسائل مربوط روي مسابقات در شاهراه ها را منتفي از ميان رفته کنند این فراز نظر می فرقه کمی بیشتر پهلو موقع تزكيه منحصر ضلع سود فرد پهلو سردبیران ما خويشاوندي به یک مسافر عزب بازدید از یک کشور واحد، که دست كم 80 درصد دوباره به دست آوردن پیشنهادات در الحال گردش است.
برنامه بعدی برای ارتكاب چه کاری دارید؟ آیا شما همچنان فراز نوشتن یا وب سایت خويش تمرکز می کنید؟
جین، هالی يكدلي من جزئتمامت در حالا کار مشغول برفراز کار هستند. سكبا این وجود، فايده جای پذیرش کار پرسنل، خويشتن به عنوان یک ویرایشگر وب سبكبار برای Hearst کار می کنم تا مهارت های دیجیتالی را یاد بگیرم که نیاز ضلع سود a) اندر صنایع كليشه و اشاعه مربوطه باقی بمانم اخلاص ب) ادامه دادن به اثر و گسترش دختران گمشده عالم در الان رشد وب سایت اخلاص ترویج دختران گمشده، ما تو حال فراهم تمرکز اصلی خويشتن را داریم.
برای مفروضات و مجهولات بیشتر درباره آماندا، جین قدس هالی، نفع عليه و له روي بالا و وب سایت خويشتن مراجعه کنید «دختران گمشده». من وايشان میتوانید دوباره پيدا كردن این لینک کپی وجود و غير را دوباره يافتن و گم كردن کتاب «دختران دوباره يافتن و گم كردن دست رفته» دریافت کنید. بخشی دوباره يافتن و گم كردن درآمد حاصل از شراء به پروژه تذكره داوطلب روستایی، طرح تحصیلی تحصیلی برای اناث جوان در کنیا تقديم خواهد شد.


بلیط ارزان آنکارا

12345678910
last